دلایل موفقیت جدایی نادر از سیمین

منتشر شده در اینجا

پسندیده است که وقتی به موفقیتی دست پیدا می‌کنیم، به جای آنکه فقط به جشن و شادی و پایکوبی بپردازیم، دلایل آن موفقیت را بررسی کنیم تا بتوانیم در آینده نیز به موفقیت‌هایی از این دست، دست بیابیم، یا احتمالا از وقوع آن جلوگیری کنیم. حالا هم بهتر است صداو‌سیما به‌جای‌اینکه تمام برنامه‌های عادی خود را کنار گذاشته و ۲۴ساعته در حال اعلام این خبر و برگزاری مراسم جشن و شادی است، کمی هم به بررسی دلایل این موفقیت بپردازد.
اگر بخواهیم دلایل موفقیت جدایی نادر از سیمین را بررسی کنیم، دقیقا مشخص نیست که می‌خواهیم دلایل موفقیت این فیلم را بررسی کنیم یا دلایل موفقیت این جدایی را.
البته در انتهای این فیلم بالاخره معلوم نشد که نادر و سیمین از هم جدا می‌شوند یا نه، و در واقع کارگردان تَهَش را باز گذاشته بود. اما از آنجایی که وقتی تهش را باز بگذاری جدا می‌شود، پس احتمالا جدا شده‌اند.
به هر حال ما کار خودمان را می‌کنیم و دلایل موفقیت جدایی نادر از سیمین در گلدن‌گلوب را برمی‌رسیم.

جدایی
به دلیل فروپاشی بنیان خانواده در غرب، آنها از هرگونه جدایی استقبال می‌کنند. در غرب بنیان و چه‌بسا بنیاد خانواده در حال فروپاشی فزاینده است و جدایی تبدیل به ارزش شده است. اگر فیلم‌هایی که شبکه‌های ماهواره‌ای غربی در ساعات پایانی شب پخش می‌کنند را ببینید، مشاهده می‌کنید که طی یک‌ساعت، چندین‌بار بنیان خانواده‌شان فرومی‌پاشد.
با این حساب طبیعی‌است که وقتی فیلمی بر طبل جدایی بکوبد و عنوانش با پایان زندگی خانوادگی آغاز شود تحسینشان را بر‌می‌انگیزد.  

نادر
صحنه‌گردانان جشنواره‌ی به اصطلاح گلدن‌گلوب، یا همان غربی‌ها، همواره به دنبال چیزهای نادر هستند تا با پیدا کردن یک نمونه‌ی نادر و تبلیغات گسترده در مورد آن، در سواحل سپهر رسانه موج‌سواری کنند.
جدایی در کشور ما پدیده‌ی نادری است و همانطور که از یک سو روزبه‌روز آمار ازدواج بالا می‌رود، آمار جدایی روزبه‌روز و چه‌بسا شب‌به‌شب پایین می‌آید(درست مثل نرخ سود بانکی از یک سو و نرخ دلار و سکه از سویی دیگر)
پس بی‌تردید یکی از عوامل کلیدی موفقیت این فیلم، همین نادر است.

از
تاثیر واژه‌ها را نباید دست‌کم گرفت. مخصوصا وقتی صحبت یک جشنواره است که با جایزه دادن به فیلم‌هایی از کشورهای مختلف، در امور داخلی همه‌ی کشورها دخالت می‌کند. اینجاست که همین واژه‌ی “از” دلیل بر موفقیت یک فیلم می‌شود.
بعضی‌ها هستند که با کوچک شمردن تاثیر واژه‌ی از، نام آن را حرف‌اضافه گذاشته‌اند اما اینان خودشان اضافه هستند.
نمی‌دانم چرا دارم اینقدر عصبانی می‌شوم. پس تا بیشتر عصبانی نشده‌ام قبول کنید که “از” موفقیت جدایی نادر از سیمین را رقم زده است.

سیمین
اشتباه نکنید. سیمین‌ساق و سیمین‌بر و سیمین‌تن بودن باعث موفقیت در شرق است. اما این فیلم در جشنواره‌ای غربی برگزیده شده است. در غرب به دلیل افراط در ارتباطاتِ بی‌سیم، هم‌اکنون ارتباطاتِ سیمین نوستالژی‌برانگیز شده و همین‌که در فیلمی سیمین ببینند، فرتی به آن Award می‌دهند.
با این حساب بی‌گمان سیمین هم در موفقیت این فیلم نقشی مهم داشته است. حتی اگر نقشش مثل نادر کلیدی به‌حساب نیاید.
***
دلایل موفقیت فیلم جدایی نادر از سیمین را بررسیدیم.
دلایل جدایی را بروید از خودشان بپرسید.

 


پی‌نوشت: شرق و غرب هر کدام جایگاه خود را دارند. شمال و جنوب هم همینطور(!)
هدف از این نوشته این بود که نسبت دادن موفقیت یک ایرانی به غرب جالب نیست.

یکشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۰ - مهدی استاداحمد

پی‌گرد

 

همشهری محترم! نده ایست، نگرد
منظور تو از گشتن ما چیست؟ نگرد

یک‌ربع اگر تو گشته‌ای، ما یک عمر
گشتیم نبود عزیز من نیست نگرد

 

 

 

 

پنجشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۰ - مهدی استاداحمد

دلایل قطعی کندی اینترنت؛ یا دلایل کندی قطعی اینترنت

منتشر شده در اینجا

بعضی چیزها کند می‌شود و بعضی چیزها قطع می‌شود. مثلا چاقو کند می‌شود و درخت قطع می‌شود. هیچ‌وقت چاقو قطع نمی‌شود و هیچ‌وقت درخت کند نمی‌شود. اما اینترنت هم کند می‌شود و هم قطع.
این‌روزها به‌طوری شاهد کندی اینترنت هستیم که گویی قرار است کم‌کم به کلی قطع شود اما علیرغم زحمات دلسوزانه‌ی مسولان، این پروژه‌ی ملی به کندی پیش می‌رود و قطع نمی‌شود.
پس فعلا به بررسی دلایل قطعی کندی اینترنت می‌پردازیم و در صورت امکان، در فرصت مناسب‌تری دلایل کندی قطعی اینترنت را هم بر خواهیم رسید.

لنگر
مدتهاست که کشتی‌ها برای حرکت کردن به جای بادبان از موتور استفاده می‌کنند، اما همچنان برای ایستادن از لنگر بهره می‌برند. لنگر برای ترمز کردن آنقدر چیز خوبی است که نه‌تنها باعث سکون کشتی، که باعث ترمز کردن اینترنت یک مملکت می‌شود.
یکی از مهمترین دلایل کندی اینترنت همین لنگر است. چراکه معمولا وقتی کشتی‌ها لنگر می‌اندازند، وی(یعنی لنگر) طی اقدامی ناعادلانه، عدل می‌افتد روی فیبر نوری اینترنت. سپس مسولان متنی را به خبرگزاری‌ها می‌دهند که در آن اشاره شده دلیل کندی اینترنت افتادن لنگر بر روی فیبرنوری است، اما به دلیل سرعت کم اینترنت این خبر به دست مردم نمی‌رسد و فکر می‌کنند کسی عمدا سرعت اینترنت را کم کرده.
و اینجاست که معلوم نیست مسول کندی اینترنت وزارت ارتباطات است یا نیروی دریایی یا جایی دیگر.

اژدر
وقتی فیبر نوری از جای نامطمئنی مثل کف دریا رد می‌شود فقط لنگر نیست که اینترنت را تهدید می‌کند بلکه تسلیحات نظامی کشتی‌ها و ناوهای جنگی نیز هر لحظه خواب را بر فضای سایبری حرام می‌کنند.
البته جای شکرش باقی‌است که اکثر سلاح‌های جنگی کشتی‌ها را مثل موشک و گلوله‌ی توپ و غیره به داخل آب راهی نیست و این تنها اژدر است که ممکن است به فیبر نوری برخورد کند و موجبات کاهش سرعت اینترنت را فراهم کند.
و اینجاست که معلوم نیست مسول کندی اینترنت وزارت ارتباطات است یا وزارت دفاع یا جایی دیگر.

بندر
تاکنون دریافتیم که لنگر و اژدر دو عامل مهم پایین آمدن سرعت اینترنت هستند. اما هر دو عزیز یاد شده انسان را یاد بندر می‌اندازند که گفته‌اند لنگر و اژدر همه در بندرند / آبروی اینترنت می‌برند
در طول تاریخ، همواره شنیدن واژه‌ی بندر بشر را به یاد بندری می‌انداخت و بندری نیز به تندی‌اش مشهور بود. اما این‌روزها نه به یاد تندی، که شنیدن بندر آدمیان را به یاد کندی اینترنت می‌اندازد. پس نتیجه می‌گیریم که بی‌گمان بندر یکی از مهمترین دلایل کندی اینترنت است.
و اینجاست که معلوم نیست مسول کندی اینترنت وزارت ارتباطات است یا سازمان بنادر یا جایی دیگر.

کفتر
بی‌تردید کفترها نیز هم از دلایل کندی اینترنت به‌حساب می‌آیند چراکه عادت دارند روی سیم بنشینند. از کجا معلوم، شاید آن سیم، سیم اینترنت باشد. و شاید نشستن کفتر بر روی سیم همان نتیجه‌ی افتادن لنگر بر روی فیبر نوری را داشته باشد. کفترها باید در این رفتارشان تجدیدنظری جدی کنند.
اینجانب تاکنون بارها کفترها را دیده‌ام که دوتا دوتا روی سیم نشسته‌اند و در حال سند و رسیو هستند اما نمی‌دانند که با همین رفتار کودکانه‌ و کفترانه، تیشه به ریشه اینترنت می‌زنند و باعث می‌شوند که در مورد کندی اینترنت شایعاتی تاسف‌برانگیز بر سر زبانها بیافتد.
و اینجاست که معلوم نیست مسول کندی اینترنت وزارت ارتباطات است یا سازمان حفاظت از محیط زیست یا جایی دیگر.
***

این بود دلایل قطعی کندی اینترنت یا چه بسا دلایل کندی قطعی اینترنت.
در پایان ترانه‌ای که زبان حال یک فیبر نوری در کف دریا است تقدیمتان می‌گردد تا در هنگام افول سرعت اینترنت ضمن ضرب گرفتن روی کیبورد آن را زمزمه کنید تا زمان سپری گردد و بلکه صفحه‌ی موردنظرتان بالا بیاید:

از اون بالا کفتر می‌آید
تق اینترنت در می‌آید

از اون بالا اژدر می‌آید
تق اینترنت در می‌آید

از اون بالا لنگر می‌آید
تق اینترنت در می‌آید…

یکشنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۰ - مهدی استاداحمد

نشتی‌های قلم(۱۴)

از صدای موتور بنز ندیدم خوشتر
گور بابای صدای سخن عشق، بگاز
***
از بس هر روز خبر تازه‌ای می‌شنویم اسم این سرزمین را باید گذاشت نیوزلند.
***
وفا نکردی و کردم.
***
در پایمال کردن، دستمال نقش مهمی بازی می‌کند.
***
گفتند از بین خطوط برانید؛ داریم از بین می‌رویم.
***
نان سنگ را هم ببری سگ می‌شود.
***
«ما را سری‌است با تو که گر خلق روزگار»
دشمن شوند و سر برود کشته می‌شویم!
***
-    می‌دانید شیرها در حمام چی استفاده می‌کنند؟
-    شیر پاک کن
***
سگ اصحاب کهف روزی چند؟
سگ ما که شبی دو و پونصد!
***
جمعی از متخصصان قلب، متخصصان گوارش، متخصصان اورولوژی، متخصصان گوش‌و‌حلق‌و‌بینی و غیره، از اینکه همه‌ی موفقیت‌های کشور به “متخصصان داخلی” نسبت داده می‌شود گله کردند.
***
من چگونه نکشم پشت‌سرهم سیگار
آسمان بار امانت نتوانست، کشید

سه شنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۰ - مهدی استاداحمد

مسیر زیرزمینی

هست تو پایتختی که می‌بینی
یه عالمه مسیر زیرزمینی

کلی تونل، یه‌عالمه راهروئه
یکی از این راهــروها متروئه

اگر می‌خوای بدون تاخیر بری
تو شهر ما بهتره از زیر بری

تونلها بهترین مسیر شهرن
مسیــرهای اصلی زیر شهرن

تو شهر ما تو زندگی تو بازی
اگر که رو بازی کنی می‌بازی

درسته شهر ما ترافیک داره
اما به جاش یه متروی شیک داره

مترو به‌غیر امر حمل و نقلش
یه‌عالمه چیز داره واسه نقلش

دکه‌ی عطر و ادکلن فروشی
بچه‌ای که می‌فروشه بندِ گوشی

گیره‌ی سر، رنده‌ی سیب‌زمینی
فرفره و مسواک و کفش چینی

میاره توی واگن زنونه
[سه نقطه] چون بچه شاید بخونه

خلاصه اینکه متروی شهر ما
یه چیزیه شبیه خواب و رویا

به‌خاطر اینه که نوع بشر
تو مترو هی گیر می‌کنه لای در

اگر می‌خوای بدون تاخیر بری
تو شهر ما بهتره از زیر بری

تو شهر ما تو زندگی تو بازی
اگر که رو بازی کنی می‌بازی

یکشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۰ - مهدی استاداحمد

بینوایان

تو شهر ما وقتی ترافیک می‌شه
خیابونای شهرمون شیک می‌شه

حال می‌کنی خیابونو می‌بینی
مثل یه جعبه‌ی پر از شیرینی

انگاری چیده یک نفر پیش هم
خودروها رو مرتب و منظم

می‌پیچه توی شهر چون عطر رز
شمیم دلنواز لنت ترمز

راننده‌ها سوییچا رو می‌بندن
پدال بیهوده‌ی گازو کندن

دستا رو فرمون و پاها رو ترمز
چشما تو حال خلسه و تمرکز

می‌بره روح شهر لذت از مکث
تو راهبندون همه شاد و ریلکس

چهره‌ی شهروندا می‌شه خندون
گیر می‌کنن وقتی تو راهبندون

یکی رفیقشو بغل می‌کنه
یکی دماغشو عمل می‌کنه

یکی پیامکاشو چک می کنه
گاهی می‌خنده گاهی فِک می‌کنه

یکی داره حال می‌کنه با هدفون
یکی دیگه داره می‌گیره ناخن

یکی گرفته توی دستش رمان
غرق شده تو متن بینوایان

خلاصه کلا ترافیک باحاله
شهر ما با ترافیک ایده‌‌آله

شکل کویره و مثه بیابون
خیابون ِ بدون راهبندون

مبادا روزی ترافیک روون شه
نباشه این‌‌شکلی و دلها خون شه

مبادا توی ترافیک نمونیم
روزی بیاد که قدرشو ندونیم

خالی بشه از این وفور نعمت
مدرس و حکیم و صدر و همت

مبادا همدیگه رو تحریک کنیم
فکری به حال این ترافیک کنیم

پنجشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۰ - مهدی استاداحمد

سفرنامه‌ی حافظ

منتشر شده در هفته‌نامه‌ی گردشگری نگاره

 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم بلیت آنتالیا را

بَـرَم وی را به ترکیه به خرج حضرت حافظ
که مجانی ببیند وی هی آنجاهای زیبا را

کنار ساحلش دارد درخت نخل دریایی
به طوری که فراموشش کنی از بیخ دریا را

درخت نخل دریایی، چه چشم انداز زیبایی!
چه چشم انداز زیبایی؟! خودت حل کن معما را(!)

به زعم بنده(یعنی که به زعم حضرت حافظ)
همینجا حضرت آدم نموده یافت حوا را

همینجا حضرت شیرین شده دلداده‌ی خسرو
همینجا حضرت مجنون به‌دست آورده! لیلا را

سفرنامه نباشد این، بوَد یک آفِر ویژه!
ولی تنها به شرطی که به دست آرد دل ما را

شنبه, ۷ آبان ۱۳۹۰ - مهدی استاداحمد