تبليغاتX
به هیچ عنوان

به هیچ عنوان

از فرط پارازیت CNN طوسی(!)
BBCمان هم که به کل مایوسی

گفتیم به لطف و برکت farsi1
یک دوره رباعیات بی‌ناموسی!
***
آن کیست که عشق و حال را طالب نیست
بر عقل هوی نفس وی غالب نیست

هرچند تو هم آدمی اما کلا
رفتار تو با همسر من جالب نیست!
***
او با علی و سیامک و قاسم بود
من نیز دلم به هرکجا عازم بود

حالا که قضیه رو شده می‌گوییم
این دوره برای ما دوتا لازم بود!
***
هر مسئله خرق عادتش می‌چسبد
هر عشق فقط دو ساعتش می‌چسبد(!)

او با تو و من با وی و ما با ایشان
انگار فقط جماعتش ‌می‌چسبد!
***
هر بار قدم می‌ذاری تو این خونه
فرداش تمام زندگیم داغونه

چن‌بار بهت بگم خودت خوشبویی
اون عطر غلیظه رو نزن، می‌مونه!
***
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 5:24  توسط مهدی استاداحمد  | 


بحث این نیست که از پرده برون افتد راز
بحث این است که دیگر نه تو مانی و نه من!





+ نوشته شده در  شنبه 15 خرداد1389ساعت 12:6  توسط مهدی استاداحمد  | 

منتشر شده در هفته‌نامه گردشگری نگاره


برای دیدن عکس بزرگتر و خواناتر(!) روی «عکس بزرگتر و خواناتر» کلیک کنید!


+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 خرداد1389ساعت 1:21  توسط مهدی استاداحمد  | 

در این زمانه زمینی که خالی از گسل است
برای شاعر عاشق مهم‌تر از غزل است!

به کوچه رو که حیاط آپارتمان تنگ است
پناه گیر که عمر عزیز بی‌بدل است

نه من ز لرزش آپارتمان ملولم و بس
ملالت علما هم ز لرزش گسل است

اگر که زلزله آید محل امنی نیست
«جهان و کار جهان بی‌ثبات و بی‌محل است»

دلیل دادن هشدار و پیش‌بینی چیست؟
«که سعد و نحس ز تاثیر زهره و زحل است»!

دلم امید فراوان به رحم زلزله داشت
ولی چنانکه شنیدم خطر همین بغل است

آپارتمان دلت را بیا مقاوم کن!
ستون قافیه تنگ است و لرزه محتمل است
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اردیبهشت1389ساعت 23:59  توسط مهدی استاداحمد  | 

پشت این ریش و موی آشفته
شور عشق ِ جناب رادان است!

چهره‌ای با لطافت رز زرد
پشت این اقتدار پنهان است!

هست هم‌نام یک پلیس اما
بی‌خبر از امور زندان است!

نقش او توی فیلم خون‌بازی
همه دستور کارگردان است!

گرچه در حکم جدی است اما
یوسف بی‌گناه کنعان است!

تا همین‌جا برایمان کافی‌است
عرصه‌ی وصف او فراوان است...

+ نوشته شده در  جمعه 27 فروردین1389ساعت 1:36  توسط مهدی استاداحمد  |