تبليغاتX
به هیچ عنوان

به هیچ عنوان

«خشت اول چون نهد معمار کج»
خشت دوم می‌شود ناچار کج

«تا ثریا می‌رود دیوار کج»
با ثریا می‌شود معمار کج!

«یار بد بدتر بود از مار بد»
البته وقتی نباشد مار کج!

هرچه در دنیای عادی هست راست
هست در اطرافمان بسیار کج

شاطر و سلمانی و خیاط کج
پادو کج، قصاب کج، نجار کج

کج مهندس، کج مربی، کج مدیر
کج پزشک و نرس کج، بیمار کج!

درس کج، شاگرد کج، استاد کج
فکر کج، گفتار کج، رفتار کج

راه کج، راننده کج، مقصود کج
می‌رسد قطعا به منزل بار کج!

بس که خم شد پشت گلدان تارزن
شد پس از اجرای زنده تار کج!

مثل یوزارسیف و مثل شهریار
می‌شود حتما عمر مختار کج!

بی‌تعارف من، شما، ایشان، همه
فرد گمنام و سوپراستار کج

مشتری، کالا، فروشنده، دکان
هرچه می‌بینم در این بازار کج

دایره وقتی نباشد خوب گرد
بوده حتما سوزن پرگار کج

«درد ما را نیست درمان الغیاث»
قبله هم با عرض استغفار کج!
***
مکتب نابی‌است کج‌دار و مریز
تا ابد ما را نگه‌می‌دار کج...!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 10:29  توسط مهدی استاداحمد  | 

 

حساب چین و لبنان فرق دارد
و نرخ خون انسان فرق دارد

اگر چین می‌کشد گاهی مسلمان
مسلمان با مسلمان فرق دارد!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 22:53  توسط مهدی استاداحمد  | 

وقتي مثلاً سيگار فـیلــتـر دارد
يا زلفِ بلند يار فـیلــتـر دارد

پاييز و زمستان به زمين مي‌تازند
همواره ولي بهار فـیلــتـر دارد

آرامش مرداب به هم مي‌ريزد
پس ريزش آبشار فـیلــتـر دارد

در مزرعه‌ها بنفشه، مريم، نرگس
هر چيز به غير خار فـیلــتـر دارد

آزاد بوَد سيب‌زميني اما
بــِه، گوجه‌ی سبز، انار فـیلــتـر دارد

(تردید ندارم که نخواهد رویید
حالا برو هی بکار... فـیلــتـر دارد!)

در پخش خبر كلاغها آزادند
تا پاسخ ِ قارقار فـیلــتـر دارد

با معضل فـیلــتـرينگ بايد خو كرد
وقتي همه روزگار فـیلــتـر دارد
***

[ابيات زيادي كه نوشتم شد حذف
اين شعر ِ ادامه‌دار فـیلــتـر دارد...]

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 1:10  توسط مهدی استاداحمد  | 


کی شعر تر انگیزد شاعر که حزین باشد
اما چه کند وقتی او حرفه‌اش این باشد...
-------------



در خیابان کمی کتک خوردی
نشِکستی ولی ترک خوردی

بسته‌ی چیپس توی دستت بود
ناگهان از دو جا پفک خوردی

یک عدد چوب توی هفتم تیر
دو عدد میله در ونک خوردی

سه عدد چیز نیز شکل چماق
مثل یک جور بیلبیلک خوردی...
***
می‌رسی پای جعبه‌ی جادو
تا ببینی چقدر چک خوردی

پخش اخبار می‌شود آغاز
تازه فهمیده‌ای کلک خوردی

رفته بودی اراذل و اوباش(!)
سگ بغل کرده، آیس‌پک خوردی

عربده می‌کشیده‌ای از بس
چیز بدتر از ایستک خوردی

تازه یک عده را کتک زده‌ای
گول اخبار قاصدک خوردی...
***
کار دنیا همیشه برعکس است
زده‌ای منتها کتک خوردی...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 23:1  توسط مهدی استاداحمد  |