سفرنامه‌ی حافظ

منتشر شده در هفته‌نامه‌ی گردشگری نگاره

 

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم بلیت آنتالیا را

بَـرَم وی را به ترکیه به خرج حضرت حافظ
که مجانی ببیند وی هی آنجاهای زیبا را

کنار ساحلش دارد درخت نخل دریایی
به طوری که فراموشش کنی از بیخ دریا را

درخت نخل دریایی، چه چشم انداز زیبایی!
چه چشم انداز زیبایی؟! خودت حل کن معما را(!)

به زعم بنده(یعنی که به زعم حضرت حافظ)
همینجا حضرت آدم نموده یافت حوا را

همینجا حضرت شیرین شده دلداده‌ی خسرو
همینجا حضرت مجنون به‌دست آورده! لیلا را

سفرنامه نباشد این، بوَد یک آفِر ویژه!
ولی تنها به شرطی که به دست آرد دل ما را

شنبه, ۷ آبان ۱۳۹۰ - مهدی استاداحمد
  • آبان ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۸

    سلام آقای استاد!
    امروز به روزم
    چه تفاهمی: “حافظ”!

    [پاسخ به نظر]

    مهدی استاداحمد پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ ب.ظ:

    علیکم!
    از تفاهم گذشته، چه تصادفی!

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۰۹

    آفرین.عالی
    ماهم به روزیم

    [پاسخ به نظر]

  • الهه فروهر
    آبان ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۴

    سلام حضرت استاد….

    خوب بود…نه عالی بود…

    خوشمان امد.

    [پاسخ به نظر]

    مهدی استاداحمد پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۸ ب.ظ:

    مم نون

    [پاسخ به نظر]

  • شیوا امیرتیموری
    آبان ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۱۴

    درود بر شما
    جالب بود خوشم اومد بیچاره حافظ هر چی دراورده باید خرج سفر کنه:))

    [پاسخ به نظر]

    مهدی استاداحمد پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۹۰ ۱۱:۲۹ ب.ظ:

    تنکس (:

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۸م, ۱۳۹۰ در ۰۳:۵۲

    چرا اینجا ایکون خنده نداره؟

    تعریف بجایی بود از ساحل ترکیه!

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۸م, ۱۳۹۰ در ۰۸:۵۶

    لذت ها بردیم . (البته از شعر زیبایت)

    مطمئنی آن ترک شیرازی بود؟(آیکون خنده)

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۸م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۳

    سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام استاد عزیز

    احوال شما؟

    محشر بود….

    زیبا توصیف کردین:D

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۸م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۵

    راستی یادم رفت تبریک بگم تغییرات وبلاگتون رو…

    کلی امکانات بالا رفته ها

    [پاسخ به نظر]

  • maedeh
    آبان ۸م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۳۱

    قشنگ بود استاد
    :)

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۸م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۵۶

    سلام
    استثنائا باید عرض کنم که شعر خوبی نبود. یعنی در حدشما نبود

    [پاسخ به نظر]

  • نجمه قاسمی
    آبان ۸م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۴۳

    عالی مثل همیشه

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۸م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۴۲

    چی بگم والا!

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۹م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۰۷

    چرا چرا ابراهیم رها تو سایتش نوشته دیگه از اخر ابان نمینویسه ؟چرا چرا چرا؟؟؟؟؟؟/؟؟

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۹م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۴۳

    سلام آقای استاد احمد…
    بسیار عالی …مثل همیشه…لذت بردم

    ممنون :)

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۹م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۵۳
  • آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۵۰

    سلام…خیلی جالب بود…عالی

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۵۲

    سلام

    قشنگ بودD:

    بنده خدا حضرت حافظ چرا سفرنامه شو ننوشته؟P:

    راستی با تاخیر مبارکه اینجاD:

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۳۹

    سلام ..

    خیلی جـــالب و زیبــــــا بود

    برای شما آرزوی موفقیت دارم

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۵۸
  • پریسا حسرتی
    آبان ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۰۸:۴۱

    فقط میتونم بگم : آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآفرین ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن

    [پاسخ به نظر]

  • عاطفه
    آبان ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۰۰

    پسندیده بود جناب استاد،سپاس.

    [پاسخ به نظر]

  • عاطفه
    آبان ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۰۱

    درود،پسندیده است جناب استاد،سپاس.

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۰۱

    آورین،آورین

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۰۸:۴۶

    دوست خوب و عزیز سلام

    احتراما سایت شخصی بنده با نشانی http://www.najfar.ir راه اندازی گردید ، از بازدید و اعلام نظر شما کمال تشکر را دارم.

    همچنین شما را به خوانش دل نوشته هایم در دوهفته نامه طنز و کاریکاتور کشیده ۸ (درج شده در سایت و وبلاگ کاریکلماتورهای تلخ و شیرین گاهی ملس) دعوت می نمایم ، منتظر نظر سازنده ی شما هستم.

    مخلص شما حسین ناژفر

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۵۸

    سلام شعر زیبایی بود نگاهتون به ادبیات و البته قبل از اون به دنیای اطراف خیلی زیبا و دیدنی (خوندنی)یه.
    در پناه حضرت حق موید باشید

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۲۸

    سلام

    خوبین؟

    خیلی بامزه بود

    جاتون خای ماهم یه سفر رفتیم تازه شرطو شروط هم نداشت :) )
    لالای لالای لالای لای :D

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۳۲

    آیکون شد!!

    آقای استاد احمد نمیدونم اینجا جاشه؟
    اینجا شب نیست خیلی بهتر شده
    حکایت شب آنونسا و آیتم ها برنامه رو زنده نگه داشتن
    میدونیم که بهتر هم میشه
    موفق باشید

    [پاسخ به نظر]

    مهدی استاداحمد پاسخ در تاريخ آبان ۱۳م, ۱۳۹۰ ۳:۰۰ ق.ظ:

    سلام
    چرا اینجا جاش نباشه؟!
    ممنونم
    n.shalla
    (;

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۲۳

    سلامممممممم
    آقای…استادِ….استاد احمد خان!
    بنده خدا حافظ جانمان را از راه به در نکنید…!
    حیف هستند اخه!:)

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۲۶

    ;)
    …بسی…بسیار لذت بردیم

    [پاسخ به نظر]

  • زهرا
    آبان ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۱۸

    سلام نمیدونم شما به سایت ابراهیم رها تا به حال رفتید یا نه اما الان باید برید تو گوگل سرچ کنید میاد در ضمن فیلتر شکن لازمه .
    این خبری که نوشتن از اون موقع که خوندم دارم دیوونه میشم شاید شما دلیل این کارو میدونید و شاید بتونید جلو این کارو بگیرید

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۵

    بلیت گر گیر نیاوردی مخور غم بیش از این استاد
    بیا یک شب سرای ما ببین ماهواره ی ما را ( قافیه تکراری !)

    [پاسخ به نظر]

  • اعظم جهانشاهی
    آبان ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۵۸

    سلام استاد چه خوب شد که دوباره مطلب عالی ازتون خوندم

    [پاسخ به نظر]

  • نفیسه عزیزی
    آبان ۱۸م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۲۸

    سلام
    استاد چطوره؟

    آآآآآآآآآآآآآآآآآآآاخ جون ! الان با شعف زیاد می شینم برنامه رو گوش میدم . مشعوف تشریف داریم چون مسترمنوچهری تشریف ندارن.خوب تقصیر خودشه که لوس و بی کیفیته دیگه !

    حالا ما هی خودمونو تیکه پاره کنیم که گوینده رو عوض کنین، شمام هی عوض نکنین.

    درضمن برنامه ویژه عیدتونم حرف نداشت. پسندمون شد! بعله!

    تیزرتونم که حرف نداشت که! “بیریک” زدنای شمارم که بذار و برو . کلی با دوستان خندیدیم ازاین بابت .

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۵م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۰۹

    با سلام ، منتظر قدوم شمایم .
    دوش انــــدر محــــــــــــــفل بیکارهـا // می نوشتم طنــــــــــــز بر دیوارها !
    بارها بر گردنم همچون خــــــــــــران // دیده ام در آینه افســــــــــــــــارها !
    ناگهان مـــــــــــردی بیامد اهل نوق // پسته ها رویاند در نیـــــــــــــزارها !
    در پس آن سیدی از اردکــــــــــــــان // پرشــــدی در عهـــــــد وی تالارها !
    تا که آخـــــر سهم ما معلوم شــــــد // چون عوض شد جمله ی معیارها !
    طنز شیرین،طبع شیرین،روی خوش // خنده آمد بر لب رخســــــــــــارها !
    در مصــــــــــــــــاف مشکلات زندگی // کنده شد از پا بســــی شلوارها !
    از گـــرانی ، وز فشـــــــار بی امـــان // مندرس ماتحت خس از خـــــارها !
    نیک میدانم چــــــــــه گویی در دلت // بشنوی از مـــــن چو این لیچارها !
    شعر هالو گـــر که حافظ می شنید // خودکشی میکـــــــرد در دم بارها !

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۰۰

    آی نور به قبرت بباره !

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۰۵

    چه جالب که بین کامنتها میشه اسم نویسنده ی وب رو هم دید.
    همین مردمی بودنشون محبوبشون کرده.
    سپندار ناز رو از جانب همه ی دوستدارانش ببوسین.
    :)

    [پاسخ به نظر]