بینوایان

تو شهر ما وقتی ترافیک می‌شه
خیابونای شهرمون شیک می‌شه

حال می‌کنی خیابونو می‌بینی
مثل یه جعبه‌ی پر از شیرینی

انگاری چیده یک نفر پیش هم
خودروها رو مرتب و منظم

می‌پیچه توی شهر چون عطر رز
شمیم دلنواز لنت ترمز

راننده‌ها سوییچا رو می‌بندن
پدال بیهوده‌ی گازو کندن

دستا رو فرمون و پاها رو ترمز
چشما تو حال خلسه و تمرکز

می‌بره روح شهر لذت از مکث
تو راهبندون همه شاد و ریلکس

چهره‌ی شهروندا می‌شه خندون
گیر می‌کنن وقتی تو راهبندون

یکی رفیقشو بغل می‌کنه
یکی دماغشو عمل می‌کنه

یکی پیامکاشو چک می کنه
گاهی می‌خنده گاهی فِک می‌کنه

یکی داره حال می‌کنه با هدفون
یکی دیگه داره می‌گیره ناخن

یکی گرفته توی دستش رمان
غرق شده تو متن بینوایان

خلاصه کلا ترافیک باحاله
شهر ما با ترافیک ایده‌‌آله

شکل کویره و مثه بیابون
خیابون ِ بدون راهبندون

مبادا روزی ترافیک روون شه
نباشه این‌‌شکلی و دلها خون شه

مبادا توی ترافیک نمونیم
روزی بیاد که قدرشو ندونیم

خالی بشه از این وفور نعمت
مدرس و حکیم و صدر و همت

مبادا همدیگه رو تحریک کنیم
فکری به حال این ترافیک کنیم

پنجشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۰ - مهدی استاداحمد
  • آبان ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۳۸

    سلام

    مثله همیشه عالی.شعراتونم دوست دارم قد گلای قالی!!!!(صرفا جهت قافیه)

    ممنون

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۸

    به هیچ عنوان!
    این ها همه شعر است.
    ما برای ترافیک هم برنامه داشتیم “از اول!”(این آخرش خیلی مهمه)
    …و اینکه این هم سیاست ماست که امثال بچه های گل فروش به نان و نوایی برسند از این جعبه ی شیک و شیرین!
    ما خیلی خوبیم. در کل.

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۱۳

    سلام بر شما :

    الان که این شعر رو خوندم صدای خودتون تو گوشم بود و یه جورایی با صدای خودتون دوباره شنیدمش …..
    دوباره به اندازه ی چند هفته ی پیش که در تلویزیون خوندیدش لذت بردم ….
    موفق و سلامت باشید …
    یاحق

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۰۹

    سلام
    خیلی جالب بود :)
    شکل کویره و مثه بیابون
    خیابون ِ بدون راهبندون

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۱۸

    اخ اخ اخ!!!

    گفتین صدر و مدرس داغ دلم تازه شد!دو سال تموم مسیر مدرسه ام این دوتا بزرگراه بود یعنی اشکم درمیومد!

    ای خدااااااا یاد اون دو سال بدبختی افتادم!
    ولی هیچی بدتر از این نیست که مسیر کار ادم ترافیک داشته باشه اون دیگه خیلی ستمه!

    [پاسخ به نظر]

  • شیوا امیرتیموری
    آبان ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۲۰

    درود بر شما
    خیلی خوشم اومد با حال بود من موندم تو این مثالا تکن به خدا اخرشم که اصلا تحریک نمی کرد:))همین فردا مسئولین می افتن دنبال کارش

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۳۴

    سلام
    عالی بود
    ما هم چندی پیش گفته بودیم:
    به قربون خم زلفت ترافیک چقد هستی تو پرسود ودگر نیک

    دعا کردم که افزون تر شوی تو نه در آینده ی دور ی که نزدیک

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۳۴
  • آبان ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۱۸

    سلام آقای استاد احمد ;)

    خوبین؟ ایام به کام!
    خیلی عالی بود…:))))))))))))

    [پاسخ به نظر]

  • غزاله آرین
    آبان ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۶

    آدم دلش میخاد داریه تنبک دست بگیره بخونه

    به به …

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۰۰

    سلام مهدی جان. آفرین
    به روزم و منتظر

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۰۴

    دستا رو فرمون و پاها رو ترمز
    چشما تو حال خلسه و تمرکز
    …..
    خالی بشه از این وفور نعمت
    مدرس و حکیم و صدر و همت

    من خیلی خوشحالم که در زمانی زندگی میکنم که استاد احمد زندگی میکند .
    یه چیز دیگه ارادت خاصی به صدر و همت دارید در بیشتر شعراتون سروکله این دو بزرگوار ببخشید ایندو بزرگراه پیداست!

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۱۶

    با سلام و احترام
    بسیار لذت بردیم مثل همیشه.
    موفق باشید.

    [پاسخ به نظر]

  • الهه فروهر
    آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۳۲

    سلام استاد…

    فک کنم باکس ایمیلات مشکل داره …
    کلا همش می ره تو باقالیا…حضرت استاد…

    [پاسخ به نظر]

  • نجمه قاسمی
    آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۲۴

    مثل همیشه عالی…..

    [پاسخ به نظر]

  • نجمه قاسمی
    آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۲۴

    استاد شکرخند فراموش نشه شنبه…..منتظریم

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۴

    سلام
    از افعال وجملات معکوس استفاده کردید؟؟؟؟
    شماهم به رازورمزش پی بردید؟
    الانکه مسئولین استیناشونو بالا بزنن
    !!!!!!!!!!

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۹م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۰۱

    سلام آقای استاد احمد
    خسته نباشید
    اگه امکان داره یه سری به وبلاگم بزنید و من رو در هر چه بهتر شدن قلمم یاری کنید لطفا…………. شما که همیشه عالی می نویسید … خدا کمی از این قلم به من می داد حل بود … حد اقل مصاحبه ادبیات نمایشیمو قبول می شدم:)))
    اجازه می دید لینکتون کنم؟؟؟

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۲۹م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۵۹

    نه تو می مانی
    نه اندوه
    و نه هیچ یک از مردم این آبادی
    به حباب نگران لب یک رود قسم
    و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت
    غصه هم خواهد رفت

    [پاسخ به نظر]

  • غزاله
    آبان ۳۰م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۳۷

    سلام
    چقد قشنگ گفتی تو شعر برادر
    برای این ترافیک و درد سر

    [پاسخ به نظر]

  • آبان ۳۰م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۵۴

    سلااااااااااااااااااااااااام استاد جان

    خوبین؟

    ببخشید دیر اومدم:-( آخه همه کارا افتاده تو هم نتونستم بیام نت

    وقتی شعراتون رو میخونم انرژی میگیرم و کلی شاداب میشم

    ممنون…

    برنامتون خیلی بهتر شده…دست گلتون درد نکنه …
    فقط جای خالی پیامکهای من تو برنامه احساس میشه که ایشالا یه روزی میخونین :D

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۰۵

    سلام
    آخی…!;)
    تا به حال اینجوری به قضیه ی ترافیک فکر نکرده بودم…فکر نمی کردم انقدر لذت بخش باشه:-s
    عنوان پست چه در خوره…آفرین!بینوایان…
    براستی که بینوایانی در این قوطی شیرینی منتظرن…!:)
    مثل همیشه لذت بردم…استاد…استاد احمد
    @};-

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۲۸

    سلام
    این توهم قحط الرجالیم دردسری شده ها !

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۲م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۷

    سلااااااااااااااااااام

    استاد جان چرا دیشب شما نبودید؟؟؟؟

    راستی کارتون خیلی درسته ها….

    وقتی خاطره خش سی دی رو خوندم کلی خندیدم…کدوم برنامه بوده؟؟

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۲م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۰۰

    سلام و و درود بر شما :B

    بسیار لذت بردم شاد باشید :)

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۲م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۰۲
  • آذر ۲م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۴۷

    سلام
    دایرة المعارف طنز (وبلاگ گروهی طنزپردازان) منتظر شماست
    واژه جدید “کشک”

    [پاسخ به نظر]

  • پریسا حسرتی
    آذر ۲م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۳۳
  • آذر ۳م, ۱۳۹۰ در ۰۸:۵۷

    زمین در انتظار تولد یک برگ…….

    من درحال شمارش معکوس……..

    صفر همیشه پایان نیست………

    گاهی اغاز پرواز است………….

    ورودتون به ۳۵ سالگی رو شدید تبریک میگم بهتون:-)

    واستون یه دنیا ارامش ارزو میکنم….
    دوست دارم همین جوری که همیشه با کاراتون رو لب ما لبخند اوردین…
    همیشه رو لبتون لبخند باشه!
    حسابی خوش باشین و خوش بگذرونید:-)

    [پاسخ به نظر]

  • سلااااااااااااااااااااااااااااااام

    فکر نکنی اومدیم تولدتو تبریک بگیما…

    داشتیم ۳نفری از این ورا رد می شدیم:-d فقط میخواستیم ترافیک انسانی ایجاد کنیم…

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۳م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۵۳

    سلام
    تولدتون مبااااااااااارک
    امیدوارم همیشه خوب باشید و خوب باشید و خوب باشید :)
    —{@

    [پاسخ به نظر]

  • شیوا امیرتیموری
    آذر ۳م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۳۷

    به به اینجا تولده
    تولد اونی که تولدش مبارک:)

    [پاسخ به نظر]

  • نجمه قاسمی
    آذر ۳م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۵۷

    سلام….تولدتون یه دنیا مبارک..

    [پاسخ به نظر]

  • ساغر
    آذر ۳م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۵۳

    تولدتون مبارک صدای ماندگار . .

    [پاسخ به نظر]

  • ساغر
    آذر ۳م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۵۶

    وقتی صحبت می کنید حس می کنم عجله دارین . ولی دوست دارین باهام حرف بزنید ( باهام منظورم همه مخاطب هاست ها ) بعد باعث میشه فکر کنم براتون مهم هستم و واسم وقت میذارید . خیلی حس خوبیه .

    [پاسخ به نظر]

  • لبخند
    آذر ۴م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۲۷

    سلام
    خیلی جالب بود. ممنون
    ولی راستشو بخواین من خودم با ترافیکای تهران خیلی حال می کنم چون کمبود خوابم که همش به خاطر برنامه های اینجاشب نیسته حسابی جبران می شه. :) )
    .
    .
    انسان ها در هیچ تقویمی یافت نمی شوند ، چرا که در روز تولد… تولدتون پساپس مبارک بوده باشه. :)

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۴م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۵۷

    سلام

    من چرا جا موندم؟

    تولدتون خیلی مبارک:)

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۶م, ۱۳۹۰ در ۱۷:۰۸

    سلام
    پارسال تبریک گفتم ولی امسال یادم رفت!!!
    ببخشید
    مبارک باشه تولدتون انشاالله

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۵۷

    یک خرس قهوه ای مخملی خریده ام …برای دختری که…ندارم…و یک عینک…برای پدر…که چشم هایش دیگر نمی بیند…و حالا می روم…برای او که نیست…گل نسرین بچینم…شاد یا غمگین…زندگی، زندگی ست…و اگر فردا…برای شکار پلنگ…به دریا رفتم…تعجب نکنید

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۷م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۴۹

    سلام آقای استاد احمد …
    ممنون از راهنماییاتون… راستش من به علائم ویرایشی واردم…ولی چون سریعا تایپ می کردم نتونستم تصحیح کنم… اون اینتر اضافه هم که فرمودید قبول دارم ولی به دلیل تغییر قالب ناگهانیم بود … ممنون از اینکه بهم سر زدید و مرسی که تمام اون نکات رو بهم گوش زد کردید … واقعا ممنونم… مادر من چون خودشون ویراستارن… ویرایش رو بلدم… ولی می خواستم همون چیزی که اون آن می نوسم باقی بمونه…بازم ممنون از لطف و دلسوزی شما… هر وقت وقت کردید بهم سر بزنید باز… خوشحال می شم از تجربیاتتون بهره ببرم.

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۷م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۵

    سلام استاد؛

    خوبستین ؟

    آقا اومدم برای قضای تبریک تولدتون :‏)‏

    مبارکه دیگه؛سایه تون بر سر طنزمان مستدام :‏)‏

    مخلصیم؛ خدافس

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۰۷

    وقتی هوای حوصله تبخیر میشود…دارد برای دیدن تو دیر میشود.

    اقای استاد احمد!چرا نیستید؟دلمون واستون تنگ شده…
    یادش بخیر شباشب که پخش میشد کلی ذوق میکردیم واسه ایتم شب شعرتون
    تازه برنامه ۳ شنبه هاتون داشت جا می افتاد.
    الان داره شباشب پخش میشه واسه همین گفتم بیام یادتون کنم.دیگه بدون شما اون حسو حال همیشگی رو نداره.
    بچه ها همه منتظرن شما یه چیزی بگین سکوت کردیم اما شما اصلا چیزی نمیگید:-(
    اصلا نمیدونم به اینجا سر میزنید یا نه!؟

    به خدا این جوری بخواد پیش بره دیگه هیچ کس رادیو گوش نمیده همه خاموش میکنن رادیو هاشونو!
    با بچه ها تصمیم گرفتیم اعتراضامونو به گروه ورزش بنویسیم لینکشو ایمیل کنیم واسه این اقای افتخاری.
    اصلا معلوم نیست ما مهم هستیم واسشون یا نه ولی نتیجه هرچی ام که باشه ما بهشون میگیم که چقدر ناراضی هستیم از این تغییراتی که دارن میدن تا الانم زیادی سکوت کردیم.

    ببخشید طولانی شد دیگه هرچی تو دلم بود نوشتم.
    هرجا هستین مراقب خودتون باشین:-)

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۴۹

    چه سوت و کور شده اینجا!!!!! :/

    [پاسخ به نظر]

  • سه کنجی
    آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۱۸:۳۹

    یادش بخیر شعر ترافیک تو سه کنج با اجرای بینظیر اشکان صادقی
    آقای استاد احمد نازنین واقعا یادش بخیر………..

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۰۲

    نمیخواین اپ کنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    منظریم بی صبرانه!

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۳۹

    سلام
    بسیار عالی و خوب و بجا.
    تازه واردم.بی اجازه لینکتون کردم.

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۱

    سلام آقای استاد احمد… : )

    خوبین؟ ایام به کام : )

    نمی دونین این شعرتون چقـــــــــــدر به دردم خورد!!!! :) )))))))))

    >><><<

    دوست داشتین بیاین وبم ببینین!!!!!

    گفتم اینجا یه تشکری بکنم از تون!

    مـــــــــرسی…!

    تا بعد : )

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۲

    ایام عزاداری آن معصوم است

    دیریست به این طریقه ی مذموم است

    اینجاست که گفته اند “مظلوم حسین”

    در مجلس ختم خویش هم مظلوم است!

    * * *

    هر مساله ی درشت و ریزی حل است

    برخیز بیا! به این تمیزی حل است!

    یک سال اگر گناه کردی ، کردی!

    یک قطره اگر اشک بریزی حل است!

    * * *

    هی کوک مضامین نو و بکر بکن!

    هر روز رمان تازه ای ذکر بکن

    یک عمر برای خلق خواندی روضه!

    یک بار به آنچه خوانده ای فکر بکن!

    * * *

    بی واهمه ای به روی منبر رفتن!

    پشت سر هم منبر دیگر رفتن!

    افسانه برای خلق خواندن تا کی؟

    تا کی شود از دست خدا در رفتن؟

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۲

    شعر بالایی که تو کامنت نوشتم منظورم بود!! :) )

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۱م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۰۸

    سلام استاد مهربان!
    نمره یک بود مثل همیشه.
    d:

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۱۵:۳۶

    من واقعا دلم واسه ترافیک تهران تنگ رفته!!! این چند وقته که تهران نبودم هی دلم ترافیک می خواست به بزرگی رسالت!!!!!:D:D

    [پاسخ به نظر]

  • رها
    آذر ۱۲م, ۱۳۹۰ در ۲۰:۴۸

    سلام اقای استاد احمد
    خوب هستین اومدم بگم جاتون توی رادیو خیلی خالی شده برنامه ها بدون شما دیگه اون رنگ و بوی همیشگی رو نداره دلم برای اون روزا خیلی تنگ شده.
    راستی برنامه نیم رخ هم دیگه نیستین اخه دو هفته ای میشه که نشنیدم

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۵۳

    با درود به خوانش شماره ی آذربان وبخود سین ۸ تم دعوتید.

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۱۳:۴۷

    سلام اقای استاد احمد کجایید ؟نیستید؟اینجا شب نیستتون چی شد؟!

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۳م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۴۶

    یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن

    تموم حاجتا رو همه از می گیرن

    بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه

    شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عطر مُشکه

    شبای جمعه زهرا زائر این زمینه

    سینه زن حسینه ، یل ام البنینه

    السلام ای وادی کرببلا

    السلام ای سرزمین پر بلا

    السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

    السلام ای کشته های بی کفن

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۴م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۴۶

    خالی بشه از این وفور نعمت
    مدرس و حکیم و صدر و همت

    آورین،آورین احسنت

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۵م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۳۱

    (◕‿◕) ღ ♥

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۶م, ۱۳۹۰ در ۰۱:۵۴

    سلام:)

    ممن میخواستم فقط لبخند بزنم میگه تکراریه باید حرف دیگه بزنی!!!!

    عجبااااااااااااا :O

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۶م, ۱۳۹۰ در ۰۹:۳۵

    سلام ، امید بر این دارم که دعایم کرده باشید

    در آن شبهای نورانی

    موفق باشید

    [پاسخ به نظر]

  • الهه فروهر
    آذر ۱۶م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۴

    سلام…استاد.

    یوهوووووووووو….کوشییییییییییی؟

    الووووووووووو!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۶م, ۱۳۹۰ در ۲۲:۴۴

    اقای استاداحمدکلا سکوت اختیار کردین!نه؟

    [پاسخ به نظر]

  • زهرا
    آذر ۱۶م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۸

    لایک البته به معنی خارجیش نه به معنی فارسی

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۷م, ۱۳۹۰ در ۰۰:۵۸

    سلام استاد؛
    آخه چرا ؟
    آقا من گفته باشما اگه شما تو رادیو نباشید من رادیومو دار میزنم؛
    تنها امیدمون طنزای شماست؛
    هیچی دیگه؛ خدافس

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۱۹م, ۱۳۹۰ در ۲۳:۱۴
  • آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۱۶:۴۸
  • آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۳۰

    salam
    nistid chera?m

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۲۶م, ۱۳۹۰ در ۱۴:۲۳

    سلاااااااااااام استاد جان

    ای بابا ما این همه انتظار میکشیم ۴شنبه و ۵ شنبه برسه وقتی میرسه خبری از شما نیس

    آخه موضوع چیه؟ چرا نیستین؟؟؟؟دلم گرفت:-(

    یه خبری از خودتون بهم بدید ممنون میشم

    [پاسخ به نظر]

  • آذر ۲۶م, ۱۳۹۰ در ۱۹:۳۳

    خوب خدا رو شکر وبتون باز شد چند روزی باز نمیشد واسم…

    نمیخواید اپ کنید؟دلمون پوسید نه تو رادیو هستین نه اینجا رو اپ میکنید!

    [پاسخ به نظر]

  • فاطمه
    آذر ۲۶م, ۱۳۹۰ در ۲۱:۳۰

    استاد اگه بشه که شما یه آپی بکنین به خدا پکیدیم اینقدر هرروز سر زدیم دیدیم هیچ خبری نیست!!!!
    تو رادیو هم که کلا دیگه هیچ سایه ای ازتون دیده نمیشه!!!‌مردیم دیگه!

    [پاسخ به نظر]