قوقولی قوقو

تو خیلی‌وقته که می‌خوای لباسمو اتو کنی
به‌جای کنسرو عدس غذای تازه رو کنی

کتم مچاله روی تخت شلوارا چرک و تیره‌بخت
دو‌هفته می‌ری تو کما جورابامو که بو کنی

خونه کثیف و مندرس یه کم به زندگی برس
غیر زناشویی باید یه‌ذره شست‌وشو کنی

تا نباشه غذات دورنگ دلم برات نمی‌شه تنگ
هرچقدم مانیکور و بوتاکس و رنگ‌مو کنی

مش بکنی تل بزنی نیم کیلو ریمل بزنی
ژل بزنی تو شیش‌تا جات این لبا رو لبو کنی

سردمه گرمم نمی‌شه لرزیدنم کم نمی‌شه
تو سوز نصفه‌شب اگر هرچی پتو پتو کنی

این کدوهای یخ‌زده تو فریزر باشه بده
کی می‌خوای این قندیلا رو مسمای کدو کنی

عشوه نکن غمزه نیا فایده نداره این کارا
منو پیشی صدا کنی یا خودتو جوجو کنی

گشنمه بسه دیگه حرف پر نمی‌شه خالی ِ ظرف
هرچی که پشت تریبون هی قوقولی‌قوقو کنی

دلم می‌سوزه منتها سیر نمی‌شه جون شما
میون صحبتات اگر بغض و اوهو اوهو کنی

رگام دیگه نداره خون نونو می خوام نه حرف نون
تمام سایتا فـلتـرن نونُ که جستجو کنی

گور بابای دشمنه این‌چیزا حرفای منه
چرا خودت رو متهم به داشتن هوو کنی

یه لَنگِ نون شبیه من یه خوش‌زبون شبیه تو
محاله حرفو جای نون تو گوش من فرو کنی

یه‌بار دیگه دارم می‌گم خالیه ظرف کافیه حرف
بازم شروع می‌کنم اگر بخوای شرو کنی

پنج شنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۱ - مهدی استاداحمد
  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۰۲:۴۴

    سلام : )

    به به ! “به هیچ عنوان به روز شد 😉 ”

    اول در عرصه ی کامنت گذاری پست جدید! 😀

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۰۲:۴۵

    =)))))))))))))

    عجب شعری بود 😉
    مرسی ! :)))

    یه‌بار دیگه دارم می‌گم خالیه ظرف کافیه حرف
    بازم شروع می‌کنم اگر بخوای شرو کنی (-B

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۰۴:۰۵

    عالییی بود
    .
    .
    واقعا عالی بود.

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۰۴:۰۸

    تمام سایتا فـلتـرن نونُ که جستجو کنی

    اینجاش هم جالب تر از همش!!
    :)

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۴

    wooow!!
    عالی بود!

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۸

    آخ من انقدردوست دارم اشعار طنز بسرایم!
    ولی امان از دست این وزن عروضی!
    ولی چندباری طبع شعرم دراین زمینه گل کرد.
    یکبار مادرشوهری پیش من ازعروسش گله می کردمن هم از روی دلسوزی این شعر را دروصف ایشان سرودم:
    مادربزرگ پیرم
    تواین خونه اسیرم
    ازدست این عروسم
    اینجادارم می پوسم
    عروسه من یه غوله
    بی ادب وفضوله
    دشمن جون منه
    آخ که چه نغ می زنه!
    به من میگه آی پیری
    پس کی میخوای بمیری!
    به این قسمت که رسیدم دیگه چیزی نفهمیدم چون لنگه ی کفش وجارو وملاقه بود که ازطرف آن مادرشوهر داغ دیده به طرفم پرتاب می شد!!!

  • اسما
    خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۵

    سلام استاااااااااااااااااااااد!!!
    آخیییش…آپ شدین!!!
    مث همیشه عالی عالی:):)
    اینجاشو خیلی دوس دارم….(تا نباشه غذات دورنگ….دلم برات نمیشه تنگ…هرچقدم مانیکوروبوتاکس ورنگ مو کنی)
    .
    .
    .خلاصه استاد محشر بود!!

  • یه دوست
    خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۱۵:۴۶

    سلام استاد با توجه به اینکه موضوع برنامه دیشب گرما بود میشه در مورد این بیت بیشتر توضیح بفرمایید:
    سردمه گرمم نمی‌شه لرزیدنم کم نمی‌شه
    تو سوز نصفه‌شب اگر هرچی پتو پتو کنی
    از تاریخ کامنتها میشه متوجه شد که شما بعد برنامه اینجا رو آپ کردین ولی شعر مال دیشب نیست.

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۱۸:۲۷

    سلام به به چه عجب اپ فرمودید

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۱۸:۳۸

    یه بی وفا مثل خودت یه صافو ساده مثل من
    پیدا نمی کنی اگه دنیا رو زیر رو رو کنی[نیشخند!]

    به قافیش می خوردا

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۲۲:۰۳

    فقط در حد چند کلمه غلط های تایپی کامنت بالا را ادیت می کنم غلطهایی که بیشتر از جا انداختن یک حرف نشئت گرفته است!

    مخصوا: مخصوصا/ انوان : انواع / برسان : برسانم / برسان : برسانم

    خطاب به کیبورد ساناز
    کیبورد لطفا دقت کن/حرف ها را جا نینداز /
    دیکته کیبورد ساناز : با ارفاق ۱۷

    • تیر ۳ام, ۱۳۹۱ در ۲۳:۴۱

      آخی …. ساناز بمیرم واسه دلت ..بمیرم واسه خوش خیالیت… ( خودم به خودم )

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۲۲:۰۹

    سلام
    ممنون از لطفت عزیز دل
    کارت عالی بود

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۲۲:۱۵

    ضمنا مهدی خان ما که دستمون به این حسن شما نمی رسه یه لطفی کن بهش بگو تورو به خدا آپ کن …مُردیم از بس هر وقت رفتیم ” خانه ما آفتاب پرست شده ” بهمون چشمک زد…بابا تبلیغاتم حدی داره …من که اصفهانم و از شما پایتخت نشینان دور کتابش رو خیلی وقت پیش خریدم (پارسال)
    دیگه فکر نمی کنم یه شماره شم باقی مونده باشه ..لطفا یه پست جدید بگو بذاره..یعنی انقد تاهل وقت گیره که آدم رو از پست گذاشتن باز می داره….خلاصه پیغام من رو بهش برسون بگو سخت منتظریم یه پست جدید بذاری ….

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۲۲:۲۲

    انصافا کلمه ی استاد تو اسم فامیلتون برازنده تونه!!!!

    تا حالا اینقدر به یه شعر نخندیده بودم خیلی وزن سختی داشت بخصوص اون بیت کدو…

    حالم جدا خوب شد مرسی یه دنیا :-)

    راستی….

    ما این حرفارو جدی بگیریم یا نگیریم؟؟؟! دلم داره میسوزه زیرشو بکشم پایین؟

  • خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۱ در ۲۳:۳۰

    بعد از خوندن شعرتون، یه جورایی دلم به درد اومد و رفتم یک پلو قیمه ی تازه رو کردم، با اینکه کنسرو لوبیا هم داشتیم.

    • خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ در ۰۱:۲۹

      لایک(چشمک)

      • علوی
        اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۲ در ۲۲:۳۲

        سلام .خسته نباشید.شماهمون ساناز منوچهری هستین که صداتون از رادیوجوان پخش میشددیگه؟چرا دیگه صداتون پخش نمیشه؟وبلاگتونم چندبار سرزدم فیلتر شده.خبری از خودتون بدید.صدای شادی دارید.اون روزهاحرفای که می زدید را میشنیدم انرژی میگرفتم از شور جوانی شما ساکن شیرازم.اینجامدرس هستم.مشغول خدمت به آموزش و پرورش تا برگردم به شهر خودم.
        شادباشیدخانم.

  • خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ در ۱۳:۲۰

    همین که شادی بیان باخوندن این پست دست به چنین عمل منحصر به فردی زده باید واسه شما کافی باشه.مهدی خان شما تونستی به هدفت برسی و این نشان از فهم و درک زنان جامعه ما دارد

  • خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ در ۱۸:۲۶

    سلام آقای استاد احمد
    خیلی ممنون….فوق العاده خوب بود :-)
    از خوندنش لذت بردم
    خیلی بامزه و حقیقیه…البته درمورد کسایی که بیرون از خونه شاغل نیستن ،وگرنه کسی که بیرون از خونه کار میکنه تنها چیزی که ناخواسته با خودش خونه می آره خستگی کار.
    ما یه استاد اخلاق داشتیم که میگفت اگه یه مرد یه هفته از سر کار برگرده خونه و ببینه خانمش غذایی درست نکرده و …بالاخره شاکی میشه میگه زن گرفتم برای چی؟؟؟؟؟؟هیچوقت نمیگه که در اسلام گفته شده زن مجبور نیست تو خونه شوهر کار کنه اما اگه به همون آقا که همسردیگه ای اختیار میکنه بگن چرا این کار رو کردی؟میگه جنات که نکردم اسلام به من اجازه داده که تا چهار تا زن اختیار کنم!!!
    عجب! :-)

  • خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۴۴

    سلام رفیق
    دلتان آسمانی باد
    یاعلی

  • خرداد ۲۶ام, ۱۳۹۱ در ۲۲:۰۵

    سلام علیکم و رحمه الله وبرکاته!!!!!!!

    زیبا بود و آهنگین!
    و از کامنت ها پیداست که تأثیرگذار هم همچنین! یاه یاه!

    فقط یه چیزی، به جای قوقولی قوقو، نباید قد قدا کنه معمولاً؟
    یا شایدم از بس از زن بودنش دور شده، مرد شده و قوقولی قوقو میکنه؟ :(

    اون مصرع آخر رو هم هر جوری خوندم وزنش با بقیّه ی مصرع ها یکی نشد.
    مشکل از گیرنده بود آیا؟
    آخه حس کردم که حرف “ش” رو موقع نوشتن جا انداختید و در اصل این بوده:
    “بازم شروعش می کنم اگر بخوای شرو کنی”

    ببخشید در هر حال!
    مانا باشید و شاد و موفّق
    یا حق

  • خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۰۳:۵۵

    سلام ؛
    استاد ‏!‏ چرا تو بهترینی ؟ چرا تو بهترییینی ی ‏:-‏)‏
    آخی ؛ایشالله هیچ مردی شرمنده معده اش نشه :-‏)‏
    خعلی مخلصیم استاد؛خدافس

  • خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۵

    آفرین
    به ماهم سربزن

  • خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۴

    مرسی…خیلی باحال بود..

  • خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۱۶:۱۰

    حدس زدم

    عالی بود استــــــــــــــــــاد

    مفهومشم مشابه بود

    اما:
    گشنمه بسه دیگه …
    هرچی که پشت تریبون هی( قوقولی‌قوقو) کنی

    احتمالا باید (قد قد قدا )کنن

  • خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۳۰

    سلام

    با شعری تقریباً قدیمی به روز تشریف دارم استاد!

    مانا باشید و شاد و موفّق
    یا حق

  • خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۲

    [گل][لبخند]

  • محمد
    خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۱۳:۴۸

    استاد مینوشتی با آهنگ ترانه “بگو مگو” ی محسن چاوشی خوانده شود
    خیلی قشنگ بود
    دمت گرم

  • خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۲۲:۱۴

    سلام:)
    چه عجب!!! :دی
    واقعا شعراتون حرف نداره:))))

  • خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۱ در ۰۰:۱۴

    سپاس بابت شعر!!!!خوب بود وجالب!

    😀

  • خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۱ در ۰۰:۳۶

    سلاااااااااااااااااااااااااااااااام

    به به.میبینم که اینجا آپ شده:))))

    مثل همیشه قشنگ بود:)))

  • خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۱ در ۰۱:۴۵

    سلام آقای استاد احمد عزیز
    امیدوارم حالتون خوب باشه؟
    هر بار که به اینجا سر میزدم اشعار شمارو میخوندم کلی سرحال میشدم میدونم خیلی بدم که بدون نظر میرفتم
    اما الان اومدم یک عالمه بگم ممنون ممنون ممنون
    راستی یک مدتی که شباشب نبودی دلتنگت بودم
    از این به بعد هر وقت اومدم یک کامنت هرچند کوچولو واسه عرض احترام میذارم
    پاینده باشی

    یاحق

  • خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۳

    سلام…
    آقای استاد احمد خیلی خوشحال شدم از دیدنتون 😉

  • دبیرخانه
    خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۱۲

    جشنواره سراسری شعر« انتظار »
    جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۵۵ و ۹۰۴۵ ۳۶۲- ۰۲۳۲ تماس گرفته و یا به وبلاگ جشنواره به نشانی http://www.entezar.arshblog.ir مراجعه نمایید.

  • خرداد ۲۹ام, ۱۳۹۱ در ۲۰:۰۱

    سلام استاد.
    چقدخوشحال شدم وقتی دیدم بالاخره اینجابه روزشد.

    عشوه نکن غمزه نیا فایده نداره این کارا
    منو پیشی صدا کنی یا خودتو جوجو کنی
    این بیتوبه شدت دوست داشتم

  • خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۱ در ۰۵:۳۶

    عالی بود.خیلی حال کردم.

  • خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۰۹

    سلام
    دست مریزاد

  • خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۱۶

    عالی بود

  • خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۱ در ۲۰:۵۵

    جالب بود اما شعر های بهتر از این هم داشتین
    ممنون

  • خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۱ در ۲۰:۵۹

    البته نه از نظر مفهوم.خیلی جزئی به نظر میاد قسمتهایی مشکل وزن دارن. البته از نظر من. در هر صورت ممنون. بسیار زیبا بود

  • خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۱ در ۲۱:۳۳

    تا نباشه غذات دورنگ دلم برات نمی‌شه تنگ
    هرچقدم مانیکور و بوتاکس و رنگ‌مو کنی
    این را راست آمدید چون مردها اول غذا می خواهند اگر کم هم بخورند ولی خیلی دوست دارند دو نوع غذا درست کرده باشیم

  • negar
    خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۱ در ۲۲:۲۷

    سلام
    با صدای خودتون که خوانده شد شنیدنی تر هم شد

    شعراتونو همیشه دوست دارم.:)

  • یکی
    خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۳

    ما فکر کردیم دیگه قرار نی آپ شین!
    استاد شما تو فیس بوک پیج ندارین؟؟؟؟؟

  • خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۵

    سلااااااااااااااااااام

    دستون درد نکنه خیلی شعر خوشگلی بود

  • خرداد ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۵۴

    به قول سعدی
    زن بد در سرای مرد نکو
    هم دراین عالم است دوزخ او
    زینهاراز قرین بد زنهار
    وقنا ربنا عذاب النار

    شاد باشید

  • تیر ۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۵۶

    سلام استاد!
    چقدر سرزدیم و قلمتان نازکرد و رخصت دیدار نداد!
    بالاخره بار عام دادید و شعری از گوشه ی لب سرودید!
    آنهم چه سرودنی!
    دست مریزاد!
    عالی بود!

  • تیر ۲ام, ۱۳۹۱ در ۰۰:۰۳

    سلام ولوله خاموش …
    دیدی ولوله تون اومد؟
    خیلی باحال بود … ولی تو رو خدا این شیکم رو کجا می خواین ببرین شما مردا ؟
    همینطور شکم ها داره میزنه بیرون ، می دونین چقدر فضا رو اشغال میکنه ؟ اگه به خاطرش جریمه میگرفتن چی میشد؟!! همه شکما تخت …
    راستی عمو درباره ی شباشب : نمیشه بازم بیاین شعراتونو بخونین؟
    یه خرده برنامه خالی نیست؟
    نه شما میاین نه محمدرضا ستوده که من عاشق این دوتا بخش بودم.
    خداییش پیچک تنها برنامه ی جانبیه که باحاله … میاین شعر بخونین باز ؟؟؟خواهش !!!

  • تیر ۲ام, ۱۳۹۱ در ۰۲:۰۶

    سلام
    مثل همیشه عالی بود(-:

  • ناشناس
    تیر ۲ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۸

    سلام …
    دیروز برنامه سه ستاره شما رو گوش کردم …خیلی خوب بود واقعا ممنون …باید نشان ۷ ستاره رو به برنامه سه ستاره شما بدن:-)

  • تیر ۲ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۹

    ببخشید اون کامنت بی نام قبلی برا من بود

  • تیر ۳ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۷

    گفتی که :
    گشنمه بسه دیگه حرف پر نمی‌شه خالی ِ ظرف
    هرچی که پشت تریبون هی قوقولی‌قوقو کنی !
    می گم :
    گر نکنم قوقولی قوقو میرن همه به خواب ناز
    میشه که یک بارم شده به حرف این عمو کنی ؟!

    مخلص شما : خروسی

  • فاصل ترکمن
    تیر ۳ام, ۱۳۹۱ در ۱۴:۰۶

    بالاخره سایتت بالا اومد مهدی. البته الان بدون عمو وی پی اومدم! لذت بردم

  • تیر ۳ام, ۱۳۹۱ در ۲۳:۲۸

    چطور آدم به چشم تو شب روشن می بینه مورد ادیت شدید دیلیت قرار گرفته..ای ……………………………….

  • تیر ۳ام, ۱۳۹۱ در ۲۳:۳۰

    احتمالا مخاطبا تحصن کردن..یا شایدم صلاح خسروان این بوده…اما در هر صورت دلمان برای خودمان نسوزد بابت سرانگشتانمان مخصوصا دوتا وسطی به درد آمد بسکه فکرکردند و تایپیدند….
    بی خیال…

  • تیر ۳ام, ۱۳۹۱ در ۲۳:۳۱

    و چه پاسخی شیرین تر از این وقتی بیایی و در پی جواب باشی ببینی به کل از بیخ ..جا تر است و بچه نیست ! اندر پی کامنتی؟؟؟ای ای ای …. بسوزه ….دل خوش خیال ..که خوش خیالی هم سر از شوکه شدن در میاره….

  • محبوبه
    تیر ۵ام, ۱۳۹۱ در ۰۰:۵۵

    خیلی باحال بود….اولین بار بود به وبتون سر زدم کلی خندیدم خیلییییییی باحال بود مر۳۰ هزار تا

  • تیر ۲۳ام, ۱۳۹۱ در ۱۸:۴۱

    سلام

    در تی وی که شعر رو خوندید،فهمیدم مصرع آخر رو می شه جوری خوند که مشکل وزنی پیدا نکنه.

    مانا باشید و شاد و موفّق
    یا حق

  • مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۱ در ۱۵:۲۲

    سلام!!!
    خیلی توپ بود!!! مرسی

  • شهریور ۱۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۴:۲۵

    سلام آقای استاد احمد خوشحال می شم افتخار بدید از وبم یک دیدن کنید.
    منتظرتون هستم.تابعد

  • علوی
    اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۲ در ۲۲:۳۴

    خوب بود

  • خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۲ در ۱۳:۳۸

    سلام
    زندگی آرام است،مثل آرامش یک خواب بلند

    زندگی شیرین است،مثل شیرینی یک روز قشنگ

    زندگی رویایست،مثل رویای یک کودک ناز

    زندگی زیباست،مثل زیبایی یک غنچه ی ناز

    زندگی تک تک این ساعتهاست،زندگی چرخش این عقربه هاست

    زندگی راز دل مادر من،زندگی پینه ی دست پدر است

    زندگی مثل زمان در گذر است

    زندگی آب روانی است روان می‌گذرد..

    آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد.
    سربزن