روش‌های تضمینی ترکاندن حباب در بازار

منتشر شده در اینجا

در طول تاریخ هیچ‌گاه به اندازه امروز ذخایر ارزی نداشته‌ایم، نرخ کالاهای اساسی و بی‌اساس کمترین نوسان در طول تاریخ را دارد، سکه در پایین‌ترین قیمت تاریخ فروخته می‌شود و نرخ دلار نیز نزولی‌ترین سیر در طول تاریخ را تجربه می‌کند.
وضعیت رشک‌برانگیز فوق‌الذکر باعث شده است که چشم حسودان به قلمبه‌ترین شکل خود در طول تاریخ در بیاید.  
تنها چیزی که ذهن فعالان اقتصادی و مردم کوچه و خیابان و بزرگراه و بازار را آشفته کرده حضور خودجوش حباب در بازار است که با اجرای روشهای تحت‌الذکر همزمان با ترکیدن چشم حسود، خواهد ترکید.

تزریق سکه
با توجه به تجربه‌ی اقتصادی، مخصوصا در چند سال اخیر، واضح است که تزریق سکه می‌تواند در بهبود وضعیت اقتصادی بسیار موثر باشد و حتی از بغلش برای وضعیت تولید و صادرات و ترافیک و آموزش و پرورش و آنتن‌دهی موبایل نیز مفید واقع شود. اما برای ترکاندن حباب، در واقع فرقی نمی‌کند که چه چیزی تزریق شود، بلکه آنچه مهم است نفس تزریق است. چراکه به محض اثابت نوک سوزن با سطح حباب، ترکیدن آن را شاهد خواهیم بود. فقط در مورد اینکه تزریق در رگ باشد یا در “عضله” باید متخصصان داخلی نظر بدهند. (منظور از “متخصصان داخلی” آن‌دسته از پزشکانی است که تخصص داخلی دارند)

واردات از چین
پس از مدتها کار کارشناسی شبانه‌روزی متخصصین معلوم شد که یک طرف کلمه‌ی چین “چ” و طرف دیگر آن “نون” وجود دارد. هرچند که از هر طرف چین که جنس وارد کنیم برای واردکننده نون دارد اما اگر بخواهیم به قصد ترکاندن حباب جنس چینی وارد کنیم باید از سمت “چ” وارد کنیم تا با فرو رفتن گوشه‌ی تیز “چ” در حباب، شاهد ترکیدن آن باشیم. (منظور از “آن” حباب است)

وارد کردن اتهام به یکدیگر
وارد کردن اتهام به یکدیگر نیز می تواند در ترکاندن حباب بسیار موثر باشد.
مواد لازم برای این‌‌کار:
الف: یک عدد تریبون
ب: تعدادی افراد که قبلا با ما بوده‌اند اما حالا نیستند
روش کار به این‌صورت است که ابتدا پشت تریبون رفته سپس خاطرات گذشته را به یاد آورده سپس نقش خود را در رقم خوردن خاطرات مذکور از خاطر پاک کرده و سپس مشغول وارد کردن اتهامات تند و تیز به افرادی که قبلا با ما بوده‌اند می‌کنیم. نکته‌ی مهم اینکه تند بودن اتهامات فقط برای کیفش است اما تیز بودن آن در ترکاندن حباب نقش کلیدی دارد. (منظور از “تیز بودن آن” تیز بودن آن است)

این بود روشهای ترکاندن حباب که امروز بسیار ضروری به‌نظر می‌رسد که شاعر گفته است:
یه حبابه یه حبابه
که یه عمره روی آبه
چه کنیم که این حبابه
بترکه یا بخوابه

یکشنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۱ - مهدی استاداحمد
  • شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ در ۰۰:۴۴

    😐

  • شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۵۸

    سلام استاد…
    خوبین؟؟؟؟
    بالاخره اومدین اینورا…. مشعوف شدیم….
    خیلی خوب بود… واردات از چینو واقعا خوب اومدین…!!!!

  • مائده حامدیان
    شهریور ۲۶ام, ۱۳۹۱ در ۲۳:۵۴

    سلام عمو مهدی…

    باید یه چند بار دیگه بخونمش.

    آخه من کلا در مورد مسائل اقتصادی خنگم.

    برقرار باشید

  • شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۰۸:۴۱

    سلام استاد
    حیف نیست که این حباب هات ترکانده شود .
    مستحضرید که “حباب” ریشه در “حب” دارد و “حب” هم که “دوست داشتن” است و لذا شما دیگه چرا میخواهید دوستی ها ترکانده شود د ؟!
    مخلص شما

  • شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۵

    سلام م م م م م م م م م..
    خوبین عمو استاد احمد؟؟
    “امروز روز شعر و ادب پارسی رو بهتون تبریک میگم”
    راستی مسرور شدیم صداتونو شنیدیم و صد البته شعرتونم جالب بود..
    ممنون..

  • شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۴

    باسلام وعرض ادب
    نظر شماموجب دلگرمی منه لطفادریغ نفرمائید.

  • شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۱۳:۳۵

    سلام.
    راستش من که زیاد سر در نیاوردم.
    اما خب از قدیم می‌گن: اوری بادی دانکی بزه ایتینگ کنه پا لرزشم سیتینگ کنه
    (همون خربزه هفت سال پیشو می‌گما. البته می‌دونم شما که اهل خربزه خوردن نیستین.)
    راستی چندتا سوال:
    ۱واقعا چرا دست فروشا دست نمی‌فروشن؟
    ۲آیتم فی‌البداهه واقعا فی‌البداهست؟
    ۳اخه مگه می‌شه؟(رجوع شود به سوال بالا)
    ۴زیاده عرضی نیست دیگه!!!!!!!!!!

  • شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۱۳:۵۱

    سلام استاد عزیز…
    منم روز شعر و ادب پارسی رو بهتون تبریک میگم…
    مشعوف شدیم دیشب صداتونو شنیدیم…

  • شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۱۸:۴۹

    سلام
    بعد از مدت ها چشممون یه پست جدید روشن شد!
    جالب بود مخصوصا: (منظور از “تیز بودن آن” تیز بودن آن است)

    با ارادت قبلی…

  • مرجان فرحمند
    شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۳۴

    سلام جناب استاداحمد،چه عجب بابا ! بالاخره به روز شدید…! کم کم داشتم ناامید میشدم…….. باور ندارید،خوب مشکل خودتون ……………..
    واما از این متن بلند بالای اقتصادی چیزی دستگیرم نشد بغیر از واردات اجناس چینی، که بگم الهی یک زلزله ای ،سونامی چیزی بیاد و این کشور از نقشه جغرافیا حذف کند تا اینهمه اجناس چینی وارد کشور نشود…………… البته اون موقع نون بعضی از ما بهترون اجر میشه……… اخه طفلکیها ! فکرش بکن یک عده که از راه واردات جنس بنجل چینی امرار معاش میکردند بعدش چه کار میکنند….؟ تصور کن ، تصورکردنش سخته !
    در ضمن امروز که روز شعر وادب فارسی به شما تبریک میگم – فردا هم که روز ما دختران بهتر از ……..به همه دختران ایرانی مبارک ببببببببببببببباد.

  • شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۰۱:۰۹

    سلام آقای استاد احمد
    خوشحال شدیم صداتونو شنیدیم…
    راستی منم سوال سهیلاخانومو دارم آیتم فی البداهه واقعاً فی البداهه هست یا از قبل روش فکر میشه؟ممنون میشم این آیتم فوق العادست
    بسیار سپاسگزارم
    روز ادب و شعر پارسی مبارکـ…

  • شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۰۱:۱۹

    سلام
    آقا چه کاریه ؛ترکوندن لازم نیس که؛ قرصاشوسر موقع بخوره خوب میشه :-‏)‏

    توی تزریقم باید سرنگشونو حتمن ضد عفونی کنن تا اقتصادمون ایدزی و هپاتیتی نشه

    با تشکر از ‏(اینجا)‏ که سبب خیر شد وما متن جدیدتونو خوندیم

    خعلی مخلصیم استاد؛یا علی

  • شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۰۹:۲۵

    استاد هرچی شما بگین حتما همون درسته

  • شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۰۹:۲۷

    راستی اگه یکی ریاضیش بد باشه چطوری واسه شما کامنت بذاره؟باز خوبه سوالاش جمعه اگه ضرب بود و مثلا میپرسید ۷ ۸ تا؟ منی که همیشه جوابشو قاطی میکردم چکار میخواستم بکنم؟

  • شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۰۹:۳۸

    سلام
    مهدی جان اومدیم تهران ندیدیمت؟!
    جشنواره

  • شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۱۴:۰۳

    سلااااااااااااااام استاااد گرامی
    هیییییییی نگو که درد دلم زیییاااااااااااااده!!!!!

    • بامبو
      مهر ۲ام, ۱۳۹۱ در ۰۳:۴۳

      سلام یه حبابه یه حبابه/که بازارهمیشه ازدستش درعذابه/بایدبگم استاد/این حبابه/خیلی وقتایه سوال بی جوابه!!فقط شعروداشتین!:)

  • شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۱۴:۵۷

    روز ما موجودات زیبا ،دوست داشتنی ، حساس ،عاقل ، مدیر ، مدبر،فداکار ،مهربون مبارکمون باشه اصلا مهم نیست دیگران ندانند ما چه جواهراتی هستیم
    روزمون مبارک

  • شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۱ در ۲۳:۰۷

    سلام خوشحالم پیداتون کردم بهم سر بزنید پایدار باشید

  • شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۱ در ۱۵:۲۴

    سلام استاد استاد احمد…
    پرمعناترین رباعی عمرم رو در قسمت پایانی مطلب خوندم…!
    راستی یه سوال به شدت ذهنم رو مشغول کرده.
    -واقعا چرا آقای قلمبر اسم شما رو به اشتباه می خونن آقای استاد محمد؟!
    واقعا شما رو نمی شناسن؟؟؟!!!
    البته امیدوارم جسارت تلقی نشه…
    لحظه هاتون قشنگ مثل شعراتووون…

    • مهر ۱ام, ۱۳۹۱ در ۲۱:۰۷

      با سلام مجدد…
      کلا ممنون که من رو از سر در گمی در آوردید!!!
      جواب سوال زیر پوستی بود دیگه!!!

  • شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۱ در ۲۰:۵۷

    بازم شکر خدا والحمدالله وگرنه والله
    چشممون روشن … اینجا عوض شده
    خوشحال نموده اید ما رو . باور کنید اومده بودم بگم اگه آپ نکردید میام تهران همه تونو اذیت میکنم .
    نمی دونستم انقدر از من می ترسید که نیومده و تهدید نکرده آپ کردید.
    خیلی خوب و خوب و حباب ترکون بود .
    ممنون
    ۴ به علاوه چند میشه ۸ ؟

  • شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۱ در ۲۰:۰۰

    سلام آقای استاداحمد. شباشب دیشب خیلی خوب بود. یه سوال داشتم. موضوع برنامه با سلیقه ی سردبیر مشخص میشه یا نویسنده؟
    در ضمن وبلاگ رو به روز کردم با یه مطلب برای اول مهر و پاییز. همچنان منتظر نظرات ارزشمندتون هستم.
    خیلی خیلی سعی کردم به توصیه اتون عمل کنم. البته نمیدونم چقدر موفق بودم
    لطف کنید این کامنتو تایید نکنید.ممنون

  • شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۰۲:۳۰

    سلام بر استاد عزیزمون
    آخه برادر من ، بزرگ من بقول بعضی بچه های عموی خوب من
    شما چیکار حباب داری ؟
    اگر حباب بترکه جیب من و شمارو به چه بهانه ای خالی کنن
    چندتا سوال داشتم که بچه ها پرسیده بودن اگر جواب اونارو بدی منم جواب میگیرم
    راستی چقدره من خوشحال شدم اونشبی صداتو شنیدم برات قشنگترین آرزوهای دنیارو دارم
    پاینده باشی

    یاحق

  • شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۰۲:۳۶

    دوباره سلام
    سوال :
    شما از ستوده خبر نداری وبلاگش که به سلامتی پر
    اگر آدرس جدید داره بی زحمت خبرمون کنید
    دنیا دنیا سپاس

    یاحق

  • شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۳:۵۱

    قای استاد احمد سلام. دوباره نوشتم و دوباره منتظر حضور و نضراتتون هستم…

  • شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۸:۳۶

    سام دوباره. باز هم نوشتم و باز هم منتظر نظرها و انتقادات ارزشمندتون هستم.
    یا علی

  • شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۰۶

    سلام
    شما زنده اید؟؟؟؟!!!
    چقدر خوشحالم
    خداروشکر:))

  • شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۱۲

    استاد این قضیه جمع کردن چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!
    من ریاضیم خیلی ضعیفه!!!
    البته اینا همش تقصیره معلمای دهه ی ۷۰که باچوب تنبیهمون می کردن!!!
    یادمه یه روز معلم کلاس اولم یه شاگرد تنبل رو برده بود جلوتاجواب این سوال وبده:=۱-۶چند میشه.طرف بلد نبود کتک خورد بعد خیرسرم چون شاگرد ممتاز بودم معلم منو آورد جلو تا حلش کنم.منم از ترس چوب بلندی که معلم دستش گرفته بودلالمونی گرفتم وبعد یه کتک حسابی خوردم.معلممون خیلی خشن بود.
    کلاس دومم به خاطر ریاضی کتک خوردم.
    کلاس سوم دبستان هم معلم به خاطر نمره ی سیزه باخط کش زد تو صورتم
    کلاس چهارم…
    دیگه نگم دلم کباب شد…معلوم نبود اونجایی که من درس خوندم مدرسه بود یا زندان ابوقریب( درست نوشتم؟؟؟)

  • شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۱۴

    راستی فردا اول مهره!
    سال تحصیلی جدید برهمه بچه مدرسه ایامبارک باشه.
    من روز اول مدرسه هم کتک خوردم.
    یه پسره بادوستش دعواش شده بود می خواست بامشت بزنه تو صورت رفیقش .ناقلا دوستش جاخالی دادمشت خورد تو صورت من!!!
    کلن من در دوران کودکی بچه ی کتک خوری بودم!!!
    :(

  • شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۱۸

    راستی چه خوب خودمو روانکاوی کردم…ای ول به خودم..:)
    اصلاح می کنم:
    زندان ابو غریب.
    //
    یادمه تو یه بار تو کلاس چهارم املاء شدم -۷- معلم تو صورتم سیلی زد!!!
    ///
    راستی الان قیمت سکه تو بازار چنده؟؟؟؟؟؟؟
    ///
    چند +۶ میشه ۹؟؟؟؟

  • شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۹:۲۴

    آخ….آخ…
    انقدر حرف زدم که به جای آدرس خودم آدرس وبلاگ دوستمو نوشتم!!!
    کلمو میکنه!!!
    کم مونده الان از دست این یکی هم کتک بخورم…
    اصلاح می کنمwww.raavi.blogfa.com
    مال من نیست مال رفیقمه!
    مال من راویش یه ۵۰هم کنار خودش داره!!!!!!!!!
    http://www.raavi50.blogfa.com
    شرمنده مادیگه رفتیم
    خدانگهدار.

  • کژال
    شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۱ در ۲۰:۴۶

    سلام جناب استاد احمد…خوبید؟؟؟؟ ول کن توروخدابرادر..بیخود جوش نزنید….

  • مهر ۱ام, ۱۳۹۱ در ۰۹:۲۵

    سلاممممممممممممممم..

    من متنتونو دوبار خوندم،واقعأ بخش واردات از چین رو خوب اومدین..

    دیگه کم کم میترسیم رو خودمون هم مهر بزنن : made in china!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    یا علی..

  • مهر ۱ام, ۱۳۹۱ در ۱۴:۴۷

    پاییز مبارک استاد…[گل]

  • مهر ۳ام, ۱۳۹۱ در ۱۵:۴۳

    از نوشته هایت پیدا ست دنیا را از دست داده و اخرت را به دست اوردید خواهش می کنم برای دنیا و اخر خود تلاش کنید و اطلاع عمومی بچه های مردم را ببرید بالا
    با لینک دادن این وبلاگ

  • مهر ۴ام, ۱۳۹۱ در ۰۱:۴۰

    خوشم میاد این همه هم بهتون سلام میکنن جواب سلام هیچکدومم نمیدید

  • مهر ۴ام, ۱۳۹۱ در ۱۳:۲۶

    همین جوری یهم دلم خواست بیام پگم….خسته م!

    همین!

    و برم!

  • مهر ۴ام, ۱۳۹۱ در ۱۴:۴۳

    سلام ، مرد تنهایی با مطلب جدید در خدمت شماست .

    نظرسنجی فراموش نشه بزرگوار

  • مهر ۴ام, ۱۳۹۱ در ۲۰:۰۷

    “متخصّصان داخلی!!”
    :)