در استقبال از بدرقه

رفتی و دارد ادامه راه تو
راه تو کی می‌رود همراه تو

آه از این عمر آه، آه از این وداع
آه ما قاطی شده با آه تو

سالهای بی‌نظیری بود علیـ…
…رغم بدخواهان ناآگاه تو

رفتی و آمد سرشک از دیده‌ی
طنزپردازان خاطرخواه تو

افتخارانگیز بود این رشد ارز
توی طول دوره‌ی کوتاه تو

سالها می‌زد رقم یک روز خوب
دیدن یارانه‌ی یک ماه تو

بود این بار گرانی برکجا
حیرتا! روی گرانیگاه تو

قلب ما می‌شد فقط آرام با
خنده‌ی تو، هرهر تو، قاه تو

«همچو بارانی که شوید جسم خاک»
شست ما را آبِ زیر کاه تو

ای صدِ تو در عمل پنجاهِ ما
ای صدِ ما در نظر پنجاه تو

مطمئنا می‌درخشد در جهان
رشته‌ی آمار دانشگاه تو

آدمی باید بگیرد درس از
رفتن آرام و بی‌اکراه تو

می‌خورد قلب از فراقت قاچ، ماچ
بوس بر آن هاله‌ی بی‌ماه تو

باز هم گهگاه اینجا سر بزن
جان من این‌بار لطفا در بزن

دوشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ - مهدی استاداحمد
  • n.f
    مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ در ۰۵:۱۱

    بسیار عالی…

  • فاطمه دارابي
    مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ در ۰۵:۲۰

    سلام جناب استاد احمد:)
    حالتون چطوره؟
    نماز روزه هاتون مقبول درگاه حق!
    شعرتون هم مثل همیشه عالیه…!:)
    باسپاس

  • مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ در ۰۶:۲۳

    سلام استاد عزیز :)
    به به مشعوف شدیم از اینکه آپ فرمودید،بسیارم به موقع و بسیارم عالی به مانند همیشه…
    آقا خدا نکنه راهش ادامه داشته باشه !
    طنزپردازا سوژه پیدا میکنید نگران نباشین !
    هرچند که دیروز احساس کردیم نکنه راهش ادامه داره !!!
    دوره کوتاه بود! ۸سال که نبود ۸۰سال بود !!
    “قلب ما می‌شد فقط آرام با
    خنده‌ی تو، هرهر تو، قاه تو” (دقیقا) !…
    آقا مگه دانشگاهه مجوز گرف ؟! البته من بدم نمیاد از این دانشگاه یه مدرک آمار بگیرم؛ مو لا درز آمارش نمیره !!!!

  • مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ در ۰۸:۲۵

    :)

  • مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ در ۱۳:۲۷

    سلام استاد!عاااااالی مثل همیشه!
    پایان هشت سال دفاع مقدس رو تبریک میگم…:)

  • مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ در ۱۴:۰۹

    :)))))))دوست داشتنی بودو البته بسیار جالب وبامزه

  • مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ در ۱۷:۰۶

    :)
    عالی بود مستر!

    در زدی گر وا نشد رویِ تو در
    از ورود از پنجره هم درگذر
    :)

  • خاطره
    مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ در ۱۷:۱۷

    متاسفم!

  • مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ در ۲۱:۰۴

    سلام.
    به به جناب استاد بزرگوار !!!!!!
    بسی ما را مشعوف نمودید با این متن بسیار زیبا و دلنشینتون !!!
    می گم خدا واقعا از تقصیرات بعضی بندگانش بگذرد که بخاطر خودخواهی آینده ای را تباه میکنند………….!!!!!!
    دیشب که ما خیلی خوشحال شدیم از رفتنش !!!
    سرفراز باشید و سربلند جناب ” استاداحمد ” بزرگوار !!!!

  • مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ در ۲۲:۴۷

    سلام …
    خیلی هم خوب…خداروشکر:)

  • مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۲ در ۰۰:۵۱

    عالی است انشاالله متعالی شوید

  • مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۲ در ۰۹:۱۲

    سلام و آفرین
    به ما هم سربزن عزیز

  • مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۲ در ۱۸:۰۹

    سلام عزیز دل
    ترکاندندی ترکاندنی!
    معرکه بود…

    آفرین

  • مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۲ در ۲۳:۰۷

    سلام استاد
    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!…
    (ببخشید نمیدونستم چه جوری باید تعجبمو از آپ کردنتون نشون بدم!)
    چه روزا که من به امید پستی جدید به اینجا نیومدمو چه روزا که چهرم تغییر رنگ نداد!!
    گرانیگاهو خیلی خوب اومدین.

  • نرگس داشادیان
    مرداد ۱۵ام, ۱۳۹۲ در ۲۳:۵۹

    تبارک الله انفسکم!!!!!!!

  • مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۵

    سلام
    با طنز: «کاپ نقره ای» و مطالب متنوع دیگر، پذیرای نظرات شما هستم.
    خیر پیش. [گل]

  • مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۰

    سلام
    دست مریزاد.
    آفرین بر شما.

    اهل چمن، مشتاق دیدار شما هستند. [گل][لبخند]
    «چمنستان» ارگان مرکزی حزب ما!
    با پست: «سِــــــحر آغا کلان».

    طاعات و عبادات قبول حق.
    عید بزرگ فطر را پیشاپیش به شما تبریک گفته و از درگاه خداوند منّان برایتان آرزوی سلامت و سعادت دارم.

  • مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۲ در ۱۹:۴۸

    هههههههههه:) :) :)
    سلام استاد
    این یکی شعرتون خیلی خوب بود.من باید یه دونه از روش پرینت بگیرم ببرم برای فیزیوتراپمون:)
    آخه خیلی طرفدار ایشونه!شدید!!!!!

  • مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۲ در ۱۹:۴۸

    راستی اگه ایندفعه تو توانبخشی مون بزن بزن شد تقصیر شماست استاد!!!!

  • مرداد ۱۶ام, ۱۳۹۲ در ۲۳:۴۱

    سلام استاد استاد احمد
    جلو جلو عیدتون مبارک

    جالب…

  • مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۱

    سلام
    خواندم و لذت بردم
    درود بر شما

  • مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۲ در ۲۱:۳۹

    مهدیا آمدن عید مبارک بادت
    وآن مواعید که کردی نرود از یادت
    برسان بندگی ((دختر رز)) گو به در آی
    که دم و همت ما کرد زبند آزادت
    چشم بد دور کزآن تفرقه خوش بازآورد
    طالع نامور و دولت مادرزادت
    شادی مجلسیان در قدم مقدم توست
    جای غم باد هرآن دل که نخواهد شادت
    استاد از دست مده صحبت این کشتی نوح
    ورنه توفان حوادث ببرد بنیادت

    پاکامنتی:استاد خیلی خیلی خیلی معذرت میخوام که اسم کوچیکتونو تو شعر گذاشتم هر کاری کردم کلمه ی استاد تو مطلعش جور درنیومد, دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید.

  • مرداد ۱۷ام, ۱۳۹۲ در ۲۳:۳۴

    دست مریزاد استاد .

  • مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ در ۰۱:۳۹

    به به…دوره ی کوتاه تو…اشک تو چشام جمع شده…

  • مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ در ۰۳:۰۴

    سلام
    از مصرع ” خنده ی تو ؛ هرهر تو؛قاه تو” یاد جناب کفاشیان افتادم
    کی بشه شعر ” در استقبال از بدرقه جناب کفاشیان” رو بسرائید :-)

  • مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ در ۱۳:۲۰

    روزهای آخر چقدر عرفانیست
    چشمهایم عجیب بارانیست
    عطر جنت تمام شد،افسوس
    آخرین لحظه های مهمانیست…
    عیدتون مبارک[گل]

  • رضا
    مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ در ۲۰:۵۹

    کاش این هشت سال دفاع مقدس ادامه داشت و مملکت دست اجنوی نمی افتاد ، آره داداش استاد !

  • نفس رادیو جوان:)
    مرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ در ۲۱:۱۴

    سلااااااااااااااااااام آقای استاد احمد…من اولین باره اومدم و از شعرهای زیباتون بهره بردم…واقعاااممنون….
    راستی معادلات سختی گذاشتین حل کنیم آاااااااااااااااااااا….

  • مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ در ۰۱:۲۷

    سلام استاد!!!
    تشریف بیاورید دیگه!!
    استاد نظرات پست قبلی که حذف شد ، اشکال نداره…
    ولی آیا “کلا” حذف شد؟؟؟!!!
    یعنی الان شما دیگه هیچ پیش نویسی (یا پس نویسی ندارید!!!)؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۱+۹=؟؟؟؟؟؟

    • مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ در ۱۶:۵۳

      سلام
      حذف نشد، پرید ناخواسته…
      الانم تعداد نظراتو درست زده ولی فقط یکی-دو نظر نمایش داده میشه.
      یه مشکل فنیه که اگه بشه در حال رفعشم.
      ۱۰ 😉

      • مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۰۱:۵۵

        خب خدا رو شکر، آخه اومدم اون متنی رو که تو بخش نظرات راجع به صبحانه و این حرف ها نوشته بودمcopy.paste کنم داشته باشم…

        سر زدن به وبلاگ “زیر سقف آسمان” فراموش نشه لطفا!!
        ممنونم
        بابت حل معادله هم ممنون!

  • مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ در ۱۴:۴۰

    ولی دارد ادامه راه تو…

  • مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ در ۱۴:۴۲

    ولی ترجیها گاه گاهیم اینجا سر نزن…
    ما آیفون تصویری داریم!

  • مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ در ۱۹:۴۶

    دوباره سلام!!
    منور کردین,مرسی به کلبه خرابه ی!! منم سر زدین.
    یه سوال: مشکی ترین زر دنیا, اشتباه تایپی بود یا منظورتون همون طلای سیاهوایناست؟! پس با این وجود من نفتم اینطور نیست؟!عجب!! (((:

    من نمیدونم این سایت شما چه اصراری داره که به من بفهمونه ۸و۱ میشه۹!
    اون دفعه پرسید۸+۱=؟ حالا میپرسه ۱+()=۹ ….!

  • مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ در ۲۱:۲۳

    آقااااای استاد احمد جواب سلام واجبه هااااااااااااااااا….

    من واسه خودم نمیگم آ!!!!

    خیلیا سلاام دادن جواب ندادین…تازه ۱+۳ میشه چند!؟!

  • صحرا
    مرداد ۱۹ام, ۱۳۹۲ در ۲۲:۲۱

    قلب ما می‌شد فقط آرام با
    خنده‌ی تو، هرهر تو، قاه تو
    خیلی باحال بود …

  • مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۰۶:۱۵

    راستی تق تق تق….من در زدم آ….

    سلام…

    الان دیگه واقعا جواب سلاام واجب شد…
    اما حیف:( :(

  • مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۱۶:۴۸

    بخندید استاد!!دنیا داره به رومون میخنده!!

    (فک کنم باید برم از کلاس اول ابتدایی دوباره شروع کنم!کم مونده بود کد امنیتی رو اشتباه بزنم!:) )

  • مرداد ۲۰ام, ۱۳۹۲ در ۱۷:۳۱

    من یه بار اشتب زدم!هههههههههههههههههههههههههههههههه

  • مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۱

    درود بر استاد استاد احمد
    خواندنی بود

  • مرداد ۲۲ام, ۱۳۹۲ در ۰۰:۵۳

    زیبانوشتی استاد
    زیبا
    نجیب زاده تویی
    نه اون ازما بهترون زاده ها
    شعرت زیباست
    ومن هی بغضم می آید…

  • مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۲ در ۱۶:۲۳

    گشت خاطرم از این بساط
    انبسط، ینبسط، انبساط
    (چیزی شبیه به این را در روزنامه خواندم البته به فراخور این جا اعمال تغییرات شد!)

    *****************
    سلام و عرض ادب
    لحظات در اینجا خوش گذشت…

  • مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ در ۱۴:۴۳

    سلام استاد
    خوب آمدی شعر را

  • مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ در ۱۴:۴۴

    سلام استاد
    خوب آمدی شعر را
    احسنت!

  • مرداد ۲۵ام, ۱۳۹۲ در ۱۵:۳۵

    میر حسین یارانت هم تو تحمل نکردند شرمت باد موسوی…
    سلام دکتر منتظر بازدید شماست چون تازه بروز شده

  • مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ در ۰۸:۴۹

    سلام جناب استاد احمد گرامی ، غزل گروهی با حضور اساتید طنز پرداز کشوری به روز است ، سپاس از بیت ارسالی و حضورتون .[گل][لبخند]

  • محمد
    مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ در ۱۳:۰۸

    سلام
    عالی بود استاد طبعتون رو عشقه
    راستی یه سوال : مرحوم محمود استاد محمد نسبتی با شما دارن ؟

  • مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ در ۱۴:۱۳

    سلام استاد:)
    دیروز که دوستان حراستی اینقد لطف داشتن و اذیت کردن که ترابری در مقابلش هیچی نبود !!!
    خیلی خیلی خیلی و خیلی زیاد ممنون از لطفتون و راهنماییاتون و ایرادهای به جایی که به اثر غرق اشکال من گرفتین…
    راستش من بااینکه خیلی بچه پررو ام ولی دیروز استرسم سوژه همه شد:(
    به بچه ها هم گفتم استاد : استرسم فقط بخاطر این بود که اثری که میخواستم بخونم در مقابل نوشته های شما “هیچی” نبود………

  • مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ در ۱۴:۳۳

    راستی یادم رفت بگم : مجید طلایی رو خیلی سلام برسونید:)))))))

  • مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ در ۱۷:۱۴

    سلام. اگه تشریف بیارین و نظرتون رو درباره ی اشعارم بدین بی نهایت ممنون میشم

  • سارااكبري
    مرداد ۲۶ام, ۱۳۹۲ در ۲۱:۴۹

    سلاااااااااااااام استاد حالتون خوبه استاد خییییییییییییلی قلم خوبی دارین درود برشما

  • فاطمه فلاح
    مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ در ۰۰:۱۸

    لطف دوستان حراستی به “هیچ عنوان” اهمیت نداشت مهم دیدار شما بود:))
    ———
    بعله،به قول شما مدیر دو وبلاگ هستم و این مسئولیت خطیریه!!!
    ————–
    به امید دیدار مجدد:)

  • مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ در ۰۴:۰۰

    سلام،امیدوارم حالتون خوب باشه
    با افتخار در وبلاگم لینک شدید،میخواستم ازتون خواهش کنم در اولین پست های وبلاگم حضور داشته باشید،
    خوشحالم می کنید اگر نظرتون رو در مورد قصه ای که توی دو قسمت میذارم برام بنویسید،بی صبرانه منتظرتون هستم…
    در پناه حق

  • مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ در ۰۸:۰۰

    سلام دوست خوبم
    دعوتید به شعرهای من

  • مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۱

    سلام عمو استاد خوبین؟؟
    این داستانک رو با نام برخی عزیزانی نوشتم؛

    که با رادیو جوان همکاری داشتند یا دارند و به جشنواره ارسال کردم..

    نمیدونم خوبه یا نه ..

    نظر شما چیه ؟؟

    اگه خوبه خوشحال میشم منت به سربنده بزارید وتواینجاشب نیستتون تو بخش جوانه خونده بشه.ممممممنون.

    حسنی قصه ما که جزو قهرودیان بود؛معدن کن بود و با این اختلافاتی که جدیدأ با اسانلو؛

    صاحبکارش پیدا کرده بود،تصمیم گرفته بود با خرسندی و شادمانی شغلی جدید برای خودش دست و

    پا کنه که یه قوامی به زندگیش ببخشه و شاید فرجی بشه و شکوه وعزتی هم نصیبش بشه!

    خسته بود از اون طوفان بدی که ذهنشو درگیر کرده بود،چشماشو بست و تو کوتی از مشکلاتش یکهو

    تصمیم گرفت با فریبرز،دوست قدیمی اش تماس بگیره.

    فریبرز که سابقأ قلم بر بود،چند وقتی میشد که زده بود تو کار بساز بفروش

    و همچین یه رونقی هم به زندگیش داده بود.

    همین که رفت تلفنو برداره،آقای لکلری صاحبخونه اومد و زنگ درو به صدا درآورد؛سراغ اجاره

    خونه رو گرفت،حسنی هم مثل تیری که ناگهان از کمانی رها میشه گفت:

    شما هم مؤمنی؛به همون صداقتی و شرافتی که بهش ایمان داری ندارم…

    لکلری که منظم می اومد در خونه ی حسنی صبرش لبریز شد و گفت:

    وجدانی اگه تا هفته ی آینده اجاره خونه ندی؛مجبورم بفرستمت یه جای قریب پناه،میدونی کجا؟؟؟

    محله ی شاه رضایی؛پیش استاد احمد..!

    حسنی گفت:نه توروخدا!چشم،یه فکری میکنم…

    تو این شرایط بغرنج دل حسنی یه لیوان آب طالبی تگری میخواست و

    دیگه مطمئن شده بود تو این روزگار

    دوستی هم بکار نمیاد.

    تو دلش گفت:کاش مامان لاله این همه سیب حروم نمیکرد که برم سرکار

    و الان خیلی راحت مثل اون

    تک درخت سرکوچه میتونستم صنوبری کنم…

  • مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ در ۱۳:۱۷

    ما برای کامنت گذاشتن هر دفعه تمامی اعداد ۰ تا ۹ را امتحان را امتحان می کنیم(ضعف ریاضیاتو ببین) وقت کردید به ما سر بزنید

  • مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ در ۲۲:۲۹

    سلام
    طبق قول و قرار امروز در حیاط و حوض هنر و خشکیده – مطلبی با عنوان برون رفت جهت مرور شما و ارائه اصلاحات ساختاری و بافتاری تقدیم شریفتان می گردد.
    ———————————————————————
    کیهان
    (صدای مارش پیروزی پخش می شود و گوینده متن را می خواند)
    شنوندگان عزیز توجه فرمائید
    بینندگان عزیز توجه فرمائید
    من از ستاد برون رفت و از سلسله قلل قدرت با شما صحبت می کنم
    امروز صبح همراه با انتشار صفحات روزنامه کیهان اسناد بسیار مهمی توسط تیم قلم بدستان ایثارگر و بیدارگران آگاهی ساز به شرف حضور شما می رسد.
    شما در صفحات مختلف روزنامه امروز با افشای چندین قرارداد خیانت زدگان داخلی و فتنه پیشگان خارجی و توطئه گران فضائی- مجازی روبرو می شوید.
    خوانندگان گرامی به اطلاع شرف شما می رساند به خبری که هم اکنون به نزد ما رسید توجه فرمائید؛ شخصی به نام الف سین میم فرزند جیم پ خ از سلسله فاسد نون شین ف روز گذشته طی نامه ای به رئیس کل استکبار جهانی و سلسله جنبان شرارت و پستی و پلشتی اظهار خود رقصی کرده و آمادگی خود را برای شرکت در جلسات فرا فراماسیونری اعلام نموده، این عنصر خود و خانواده باخته و تبارفروخته به خبرنگاران و سایت های وابسته و جناح های پیوسته به شرق و غرب در حالی که خود کاملا غافل بوده و شما رجاء واثق دارید که واضح و مبرهن است و دیگر نیازی به اثبات ندارد.
    در بخش نیمروزی خبری ستاد آمده است که فداپیشگان و دشمن ستیزان ستاد برون رفت در پی تلاش هفته های پیش از کلیه مجاری دغدغه آمیز دشمن عبور کرده و به منظور آشنایی با لایه های سیاه و خاکستری دشمن وارد مرزهای شهرهای اقماری خصم دون شدند و بدون پرداختن به جهاد نکاح و دوری جستن از هر گونه منابع ریالی نفرت انگیز و پرهیز از هر نوع دنیا طلبی موفق شدند کلیه موش های خبری دشمن را از تمامی دالان های فاضلاب خبری خصم بیرون کشیده و تخلیه خبری کرده و سپس به درک واصل نمایند.
    مدارک و اسناد این مصاحبه ها در حاشیه وبسایت ما لینک شده اند و در اختیار بازدید کنندگان می باشد.
    بخش فضای مجازی ستاد برون رفت در طول ۲۵ روز گذشته موفق شدند با سربلندی و با استفاده از آخرین و مدرن ترین تجهیزات خریداری شده از کشورهای دوست به ۲۵۳۵۶۲ وبلاگ دسترسی پیدا کرده و تمامی این دشمنان مسلح را هک اساسی کرده و اسامی بنیان گزاران بیگانه پرست خائن آن ها را در لیست سرخ ستاد قرار دهند.
    خوانندگان پرشعور توجه وثیق فرمائید ما برای جلوگیری از وقوع جنگ جهانی سوم و چهارم و پنجم همه اخبار و مستندات و دارائی های حیثیتی خود را رو نکرده و در معرض همگان قرار نمی دهیم ولی به شما قاطعانه اطمینان می دهیم کارگزاران صدیق ما با تلاش های شبانه روزی برج های مسکونی نوین مهر را برای سرخپوستان آسیایی در طبقه هفتم اورست بزودی آماده سازی و افتتاح خواهند کرد.
    در حاشیه سمینار رابطه عدالت و اعتدال در روز گذشته گروهی از بیداردلان بصیرت پیشه تضمینی به حریم مجلس ما نزدیک شدند و با دلی سوخته و چشمی گریان و زبانی نالان شعار می دادند که؛ “حسین حسین و لاقیر شعار ماست”
    ملت مهربان ایران آسوده بخوابید که ما بیداریم.

    —————————————————————–
    فعلا تا بعد عزت زیاد خدای هر دو عالم حافظ شما هم باشد.بوذری

  • مرداد ۲۷ام, ۱۳۹۲ در ۲۲:۳۷

    با سلام مجدد – متن دیگری را همون مقصود بالا تقدیر می شود تا در قلم و قلب شما چه چیز به چشم آید
    ———————————————————
    آقای رئیس اداره یارانه ببخشید که من سیستم پیش بینی های شما رو خراب کردم چون من هم همسرم را عوض کردم و یک کم خرج ترش رو گرفتم و هم خونه ام رو عوض کردم و یک کوچیکترش رو گرفتم و هم گوشی موبایلم رو عوض کردم و یک مدل قدیمی تر رو خریدم که شما الآن به اون مشترک جدید پیامک می زنید و هم ماشین خودم رو عوض کردم اصلا من و برادرم همه چیزامون رو با هم عوض کردیم خواهشمندم تمام مزایای من را به برادرم و مزایای برادرم را به من و مزایای همسر سابق مرا به همسر امروز برادرم و مزایای همسر سابق برادرم را به همسر امروز من بدهید . حساب فرزندانمون هم جفت سه برابر و مساوی میشه دستش نزنید . متشکرم
    ——————————————————
    فعلا تا بعد استاد احمد عزیز
    پاسخ اداره یارانه
    مشترک گرامی
    با سلام
    آگاه و مطمئن باشید سیستم پدافند غیر عامل ما فعال است و تمامی تحرکات شما را رصد می کنیم اخبار تغییرات موبایل از اداره مخابرات و نقل و انتقال منزل از اداره ثبت اسناد و همسران عالیمقام هم از اداره ثبت احوالات شما به این ثقل داده های ما رسیده و ما اقدامات لازم را برای شما معمول می کنیم فقط محض اطلاع شما به عنوان نیروهای فعال در این امور طلاق فوری و ازدواج قانونی عرض می کنیم شما هر چند بار که بخواهید می توانید همسر و یا همسران خود را طلاق بدهید و دوباره رجوع نموده ازدواج کنید مستی این شیرینی هم عسل کامتان باد اما باید توجه داشته باشید که وقتی هر یک از زنان که یک بار به عقد دائم شما برادر بزرگوار در می آید و محرم می شود شما با مادر زن و خاله و عمه ایشان تا ابد محرم شده اید و دیگر با ایشان نمی توانید عقد ازدواج ببندید و گاهی بخاطر یک قهوه شیرین یک رستوران را از دست می دهید. حرف دیگر ماند اما گفتنش با تو روح القدس گوید نی منش- ستاد مدیریت انرژی

  • مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۲ در ۱۴:۲۵

    سلام استاد
    ای بابا این کارا چیه استاد شرمنده میفرمایین مارو…موس رنجه کردین![آیکون شرمندگی شدید در برابر استاد]

    دیدین گفتم این سایت شما یه چیزیش میشه؟!
    شاید فکرکنین دارم شوخی میکنم ولی باور کنین الان سوال امنیتی سایتتون اینه:
    ()+۸=۹….یعنی من اصلا نمیدونم چی باید بگم…!!

  • منتقد
    شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۲ در ۱۱:۳۷

    چه سبکی بود؟نو بود؟وزنی داشت ولی به بی وزنی می نمود

  • ميثم ابراهيم پور
    شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۸

    دلم لرزید ای مهدی گمانم راه چاری نیست
    در این بازار نومیدی رهی جز گریه زاری نیست

    به دنیایی که خندیدن بجز دیوانه واری نیست
    به غیر از ناله و گریه مرا هم راهکاری نیست

    همی سوزم همی مویم همی بر خویش خود گویم
    که گر سخت آمدت دنیا دگر راه فراری نیست

    گمانم من در اشکالم جهان جز خنده واری نیست
    وگر خندی بر این عالم ملولی و ملالی نیست

    بیا مهدی دمی بنشین و با من هم زبانی کن
    که دنیا را و عقبی را ره آسوده حالی نیست

    لبت گر بر شکر باز و خطت الا ز عالی نیست
    تورا گویم من ای استاد که دنیا را محالی نیست

    اگر خندی و خندانی و گر نالی و نالانی
    بدان ما را در این عالم فرا از صد مجالی نیست

  • آبان ۲ام, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۰

    سلام
    چرا بعضی ها اینقدر بی رحم اند
    مثل…استادخوبی هستی یانه اقای استاد احمد
    درود برشم
    پایدار باشی

  • آبان ۲ام, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۱

    سلام
    چرا بعضی ها اینقدر بی رحم اند
    مثل…استادخوبی هستی یانه اقای استاد احمد
    درود برشما
    پایدار باشی