کوچه‌های تار صبح

منتشر شده در خط‌خطی

باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی ایام سیاه مدرسه

یادم آمد ترکه و تنبیه و… آخ
بچه‌های بی‌گناه مدرسه

یادم آمد کوچه‌های تارِ صبح
گریه‌های توی راه مدرسه

خشک شد، از بس به اشک بچه‌ها
آبیاری شد گیاه مدرسه

«بی‌ادب» «کم‌هوش» «بد» «پررو» «خرفت»
انگ‌های اشتباه مدرسه

سیلی و اردنگی و پس‌گردنی
درس‌های باشگاه مدرسه

کاش می‌شد جای نفرت یاد داد
مهر را در سرپناه مدرسه

کاشکی می‌داد بوی کسب علم
روزهای افتتاح مدرسه

سه‌شنبه, 30 سپتامبر 2014 - مهدی استاداحمد
  • اکتبر 1st, 2014 در 10:54

    سلام استاد
    عالی بود براوووووووووو….

  • سمیرا زارعی
    اکتبر 1st, 2014 در 16:50

    سلام به استادترین مهدی استاد احمد
    خیلی خوب بود.

  • اکتبر 2nd, 2014 در 19:30

    سلام آقای استاد احمد
    می خواستم ازتون اجازه بگیرم که شعر” کتابم گیر کرده توی ارشاد “رو با ذکر منبع توی وبلاگم بنویسم.اجازه هست؟

  • ریحانه نعمت الهی
    اکتبر 2nd, 2014 در 20:51

    اوهوم:(
    مدرسه بده!

  • اکتبر 3rd, 2014 در 16:52

    عرض ادب !
    بسیار عالی …مدرسه آمد با آه و ناله های معلمان مدرسه!!
    راستی استاد بالاخره دانشگاه قبول شدم!
    ادبیات دانشگاه علامه!
    ما هم از مدرسه رستیم!

  • اکتبر 4th, 2014 در 13:50

    موید باشید
    عیدتون هم مبارک

  • اکتبر 4th, 2014 در 17:27

    باز آمد بوی ماه مدرسه, آن لواشک آن لبو، کاپتان دو دو! (حالا به لحاظ ایجاب نمودن جمله, ما چند درجه به گروهبان دو دو ترفیع دادیم, شما گیر ندهید!! :دی)
    باز آمد آب زرشکو ؛ باقالی، توی قیف ها، تخمه و چشم بلبلی!!

    باز میشوم، با این بوها ،حال به حالی!!!

    ــــــــــ
    زیبا بود

  • اکتبر 4th, 2014 در 19:50

    مثل همه اشعارتون فوق العاده بود فقط یک خرده نمکش کمتر از بقیه بود.
    من خودم بچگی هام تو مدرسه با گوش بلندم می کردند، با شلنگ گاز می زدند ولی باز هم به این سیاهی نبود.

  • اکتبر 4th, 2014 در 21:05

    سلاااااااام اقا
    عالی بود مثله همیشه
    خدا قوت

  • اکتبر 5th, 2014 در 09:34

    سلام
    الان پایین خوندم که کپی کردن مطالب با ذکر منبع مشکلی ندارد.
    پس با اجازه من شعر”کتابم گیر کرده توی ارشاد”رو با ذکر منبع میذارم تو وبلاگم.ممنون

  • اکتبر 6th, 2014 در 09:17

    سلام مهربان
    خواندمت….
    کم پیدایی؟

  • اکتبر 9th, 2014 در 12:31

    سلام بر استاد عزیز
    فکر می کنم همان مدرسه های قدیم باتمام اشتباهاتشان به مراتب بهتر از مدرسه های امروز بود !

  • م.س
    اکتبر 15th, 2014 در 17:49

    سلام.
    بدترین روز سال 31شهریور و 1 مهر است.
    هفته ی آخر شهریور برای من هفته ی عزا و ماتم است.
    اما از یه نظر خوبه چون تنها روزی است که ما امتحان نداریم.
    برای ما پیش دانشگاهی ها تنها ماه مهر ماه دوستیه بقیه اش ماه دشمنیه.

  • اکتبر 16th, 2014 در 22:47

    ما که مدرسه رو گذروندیم برا دانشجوها هم بنویسین دیگه…
    کاش مدرسه ارزش واقعی خودشو حفظ میکرد..حیف… زنده باشید استاد عالی بود

  • اکتبر 24th, 2014 در 12:24

    باشگاه مدرسه خیلی خوب بود.
    پیروز باشید

  • نوامبر 6th, 2014 در 22:01

    سلام
    شعرتون جالب بود . اولین باره به وبلاگتون میام. ما که خیلی وقته دیگه مدرسه نمیریم، اما بوی ماه مهر را دوست دارم حتی با تفاصیر شما. امیدوارم پسرم که محصل شد حس منا داشته باشه تا اینکه از بوی ماه مهر فراری باشه.
    راستی خوشحال میشم به وبلاگ گل پسرم سر بزنید. موفق باشید.

  • نوامبر 9th, 2014 در 20:02

    استادباکمی تاخیرماه مهرتون مبارک!
    (بازم تبریک گفتنم دیرشد!)
    استاداین شعروصف حال دوران مدرسه رفتن منه!
    من هیمشه تومدرسه کتک می خوردم.
    نمیدونم معلماچراانقدربه کتک زدن من بیچاره علاقه داشتن!
    شاگردممتاز کلاسم بودما ولی بازازدستشون کتک می خوردم!
    🙁

  • نوامبر 21st, 2014 در 16:11

    قشنگ بود ولی الآن که چوب و چماق دست شاگردهاست و ما معلما الفرار .
    راستی به سایت ما هم سر بزنید، تجربه های بانمکی داره.
    http://moqtader.ir/پیامک-عاشقانه-رمانتیک/

  • نوامبر 29th, 2014 در 12:55

    سلام استاد، استاد احمد
    زیبا بود.
    کاش می‌شد جای نفرت یاد داد
    مهر را در سرپناه مدرسه

    البته اول من اینجوری خوندم

    کاش می‌شد جای نفرت یاد داد
    مهر را در مهرماه مدرسه