کیفیت مذاکرات

منتشرشده در کرگدن(ویژه‌نامه روزنامه اعتماد)

« پس از اظهارات آقای جلیلی مبنی بر آنکه طرفهای ١+۵ در پروسه منتهی به آلماتی ٢ در اوایل سال ١٣٩٢، آمادگی کامل لغو تحریمها و پذیرش برنامه غنی سازی ایران را داشتند یکی از اعضای تیم فعلی هسته‌ای گفت کل مذاکرات تیم قبلی در مقایسه با تیم فعلی ۴ روز بود»

دنیا دو روز است. این نکته را همگان می‌دانند. هرچند ممکن است وقتی به آدم بگویند دنیا فقط دو روز است آدم دلش بسوزد، اما به‌هرحال باید واقعیت را پذیرفت. وقتی به‌درستی بپذیریم که دنیا دو روز است آن‌وقت متوجه ارزش چهار روز مذاکره می‌شویم، چراکه وقتی دنیا دو روز است، تیم قبلی هسته‌ای دو برابر کل تاریخ عالم با شش کشور جهان مذاکره کرده است.
از سویی دیگر عده‌ی کثیری بر این باورند که عرض زندگی از طول آن بسیار مهم‌تر است. به‌ عنوان مثال اگر کسی در طول یک اتوبان براند هنری نکرده، هنر آن است که کسی بتواند پشت فرمان نشسته و عرض اتوبان را طی کند. پس این موضوع که مذاکره‌کنندگان سابق چند روز مذاکره کرده‌اند مهم نیست، آنچه مهم است کیفیت مذاکرات است. در نتیجه بسیار لازم است که ببینیم در آن چهار روز ممکن است چه اتفاقاتی افتاده باشد.

روز اول
مذاکره کننده‌ی سابق: سلام
خانم اشتون: غلط کردیم
نماینده آلمان: وای بر ما. ما فقط سر این قضیه که شما به بدترین نوع سوسیس می‌گویید سوسیس آلمانی دل‌چرکین بودیم و به این دلیل در تحریم‌ها شرکت کردیم. جبران می‌کنیم. اصلا شما به آلمان بگین فلافل.
نماینده‌ی آمریکا: از آنجایی که کشور ما کمتر از چهارصد سال تاریخ دارد و کشور جوانی به‌حساب می‌آید، ما جوونی کردیم، ببخشید.
نماینده روسیه: اون شب خیلی سرد بود. از سیبری سوز می‌اومد. گفتم یکی پاشه اون درو ببنده داره سوز میاد. هیشکی حرفمو گوش نکرد. هوا تاریک بود. چشم چشمو نمی‌دید. پاشدم کورمال کورمال رفتم درو بستم. اومدم بخوابم. دیدم بازم سوز میاد، از شدت سرما خوابم برد. صبح پاشدم دیدم اشتباهی درِ واردات دارو و اقلام اساسی به کشور شما رو بسته بودم. روم سیه. ببخشید. امیدورام روابط سیاسی تجاری‌مون دوباره گرم شه و دیگه سوز نیاد.
نماینده‌ چین: خودکارای چراغ‌قوه‌دار شیش تا هزار تومن. دونه‌ای پونصد تومنِ مغازه شیش‌تا هزار تومن.
نماینده‌ فرانسه به دلیل پشیمانی از رفتارهای کشور مطبوعش درمورد تحریم‌ها، از فرط خجالت آب شده و رفته توی زمین. کارمندان هتل در حال خشک کردن فرش با سشوار هستند و جلسه نیمه‌تمام می‌ماند.

روز دوم
به‌ دلیل خستگی طرف‌های مذاکره در مذاکراتِ نفس‌گیر و طاقت‌فرسای روز اول، روز دوم تنفس اعلام می‌شود.

روز سوم
مذاکره کننده‌ی سابق: سلام
خانم اشتون و نمایندگان شش کشور مذاکره کننده همصدا با هم: سلام
مذاکره کننده‌ی سابق: حالتون خوبه؟
اشتون و شش کشور: بعععععله
مذاکره کننده‌ی سابق: از کی اینجایین؟
اشتون و شش کشور: شیشِ گرینویچ
مذاکره کننده پنج صندلی را پشت به پشت به شکل دایره می‌چیند و با تلفن همراهش یک موسیقی پِلی می‌کند و شش کشور دور پنج صندلی می‌دوند تا در هنگام قطع موسیقی برای نشستن روی صندلی‌های مذاکره با هم رقابت کنند.

روز چهارم
متن موافقتنامه نوشته و به مدیر هتل سپرده می‌شود تا تیم هسته‌ای دولت یازدهم بیاید و آن را امضا کند.

سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴ - مهدی استاداحمد
  • شهریور ۲۵ام, ۱۳۹۴ در ۱۲:۴۳

    سلام
    خواندمت مهربان
    آورین!

  • مریم پورعابدینی
    شهریور ۳۰ام, ۱۳۹۴ در ۱۳:۲۸

    سلام
    چه نفس گیر بوده مذاکرات حیف کسی نبوده عرق از رو پیشونیشون پاک کنه
    کاش تو واقعیتم همین جوری بود اشتون میگفت غلط کردم غلط بعد بقیه پشت بندش میگفتن غلط کردیم غلط بعد یکی از اون طرف ترانه غلط کردم غلط چاوشی رو میزاشت
    و در اخر تیم مذاکره کننده سابق یک ترانه ای وطنی پخش میکرد
    متنم میدادن به مدیر امانت دار هتل تا تیم مذاکره کننده فعلی برن یه امضای درشت یای متن بزنن و بگن (کار را که کرد ان که تمام کرد) و با نیشی تا بناگوش باز با توپولوف، نه چون از رده خاج شده با ایرباسی چیزی میومدن ایران و همه جشن میگرفتن
    و همچنان منتظر میموندن که تحریم ها برداشته بشه و همچنان منتظر میوندن تا تیم مذاکره کننده اینده
    و داستان همچنان ادامه دارد……………..

  • مریم پورعابدینی
    مهر ۱ام, ۱۳۹۴ در ۱۹:۳۸

    سلام

    چه عید باشکوهی ست قربان….. ابراهیم(علیه السلام) نیت میکند و ارباب ما عمل!!!
    کاش خداوند در رستاخیز کربلا همه ی جن و انس را برای قربانی شدن چشم عباس میفرستاد…
    کاش تمام دریاها زمزم علی اصغر میشدند…..
    عاشورا هر روز در وجود ما اتفاق می افتد!! نگذاریم که حسین دل به دست یزید نفس کشته شود!!! عید قربان مبارک….

  • مهر ۴ام, ۱۳۹۴ در ۲۲:۲۴

    آموزش آن لاین زبان با تخفیف ۴۰% و مدرک رسمی

  • مريم پورعابديني
    مهر ۹ام, ۱۳۹۴ در ۲۲:۰۴

    سلام
    غدیر,گل همیشه بهار زندگی است
    دریایی بیکرانه جاری, برجان های پاک و اندیشه های تابناک
    عید غدیر, بر حامیان راستین ولایت مبارک
    دلتون شاد

  • مهر ۱۹ام, ۱۳۹۴ در ۱۰:۵۷

    آخر دوای درد مرا پس نداد و رفت

    درمان روی زرد مرا پس نداد و رفت

    اشکم چو دید خنده تلخی زد و گذشت

    تاوان اشک سرد مرا پس نداد و رفت

    در خود شکستم و فریاد من سکوت

    دادِ دل تمام مرد مرا پس نداد و رفت

    کل و جود مرا او به دست داشت

    یک ذره گَرد مرا پس نداد و رفت

    در شوق او شب و روزم به جنگ شد

    پاداش این نبرد مرا پس نداد و رفت

    دردم ز اوست و درمان من هم او

    آخر دوای درد مرا پس نداد و رفت