سرودم شعر خود را با قناعت
چرا؟ چون واقعا زيرا قناعت...
چرا؟ چون واقعا زيرا قناعت...
...هميشه بوده و تا هست باشد
كليد لذت از دنيا قناعت
به آقا تا كند خانم محبت
به خانم تا كند آقا قناعت...
...دگر در مملکت مشكل نداريم
به مامان تا كند بابا قناعت!
تريلي هيجدهتا چرخ دارد
ولي آيا رود بالا؟! (قناعت!)
وليكن با دوتا چرخ و دوتا بال
رود بالا هواپيما! (قناعت!)
چه شيرين است مثل دانشآموز
بگيري درس از هرجا قناعت
يك استاديم آدم، يك عدد توپ
بياموزيم از فيفا قناغت!
قناعتمردِ مردان سندبادست
كه عمري كرده بر شيلا قناعت!
اگرچه مينمودم بنده هم نيز
به شيلا توي آن دريا قناعت!
فراوان ميتوان از اين مسايل
كني هرگوشهاي پيدا (قناعت!)
كريستف نام و فاميلي كلمبي(!)
كند تنها به آمريكا قناعت!
چرا پس بعضي از مردم حريصند
براي ما قصيده مينويسند!
به پايان ميبرم من اين غزل را
كه در شعرم كنم اجرا قناعت
+ نوشته شده در جمعه 13 شهریور1388ساعت 13:30  توسط مهدی استاداحمد
|

