آدم باید در حرف زدن دقت کند. سیگارفروش پرسید چی لازم دارید؟ گفتم: سیما یا اِسه!
***
به مدیرمان به خاطر دلگندگیاش میگوییم آقای بیگدلی!
***
کاش مثل فلشتانک چیزی وجود داشت که میشد بهوسیلهی آن برخی اتفاقات را از حافظهی مردم پاک کرد. اسمش را میگذاشتیم فلشمِموری!
***
میخواست فرزندش نامی ملی-مذهبی داشته باشد، اسمش را گذاشت علیگودرز!
***
مشاورهی تحصیلی میدهد، اما ازبس خورده و چاق و گنده شده باید به او گفت مشاورخانواده!
***
یک روز درد مشترک داشتیم، حالا مخرج مشترک(!)
***
+ نوشته شده در سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 0:44  توسط مهدی استاداحمد
|

