"ابوالفضل زرويي نصرآباد بهعلت بيماري ديابت در بيمارستان بستري شده است.
برادر اين شاعر و نويسندهي طنزپرداز به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: ابوالفضل زرويي نصرآباد از بعدازظهر دوشنبه به علت ديابت در بيمارستان پارس بستري شده است. در صورتيكه مشكل ديابت او با دارو حل شود، به زودي از بيمارستان مرخص خواهد شد و در غير اينصورت، پايش مورد جراحي قرار خواهد گرفت."(ایسنا)
شعر مشترکی از نادر ختایی-حسن صنوبری-مهدی استاداحمد:
خبر آمد ابوالفضل زرويي
همان استاد رند طنز گويي
ز فرط قند در آثار نابش
شكر سرريز كرده از كتابش
چنانكه شعر ايشان كرده ثابت
گرفته وي از آثارش ديابت
بدون هيچگونه شك و ترديد
دقيقآ آزمايش كرده تاييد
ديابت دارد او از نوع حادش
خداوندا بگير از قند دادش
شنيدم شست او رنجور گشته
سلامت از وجودش دور گشته
شكر در شست او تاثير كرده
كه رنگ صورتش تغيير كرده
نبات طنز ما! شستت سلامت
قلم در پهنهي دستت سلامت
شكوه طنز در شعرت فزون باد
الهي قند از خونت برون باد
مرا وقتي كه از شستت خبر شد
دلم از زخم هايت زخمتر شد
تو پيش از اين فراوان زخم خوردي
دلت خون است پنهان زخم خوردي
تو در رگبار تهمت صبر كردي
ز نامردان نرنجيدي، كه مردي
چرا "ز" گفتم اينجا؟ خبط كردم
و ايرادي دگر هم ثبت كردم
اگرچه ما سه تن اشعار دانيم
هنرمند و اديب و خوش بيانيم
برايت شعر گفتن كار ما نيست
شكر در عرصهي آثار ما نيست
شكر از مختصات آن جناب است!
چنانكه روشني از آفتاب است
بر آن گشتيم اگر شعري بگوييم
غرض اين بود احوالي بجوييم
نبات طنز ما! شستت سلامت
قلم در پهنهي دستت سلامت

