تبليغاتX
به هیچ عنوان - افسانه برای خلق گفتن تا کی؟

به هیچ عنوان

 

از قصه و تحریف شدیم آکنده
از ما بــِگــُذر حسین جان شرمنده!

در هیات ما اگر بیایی یک شب
بی شک همه می‌شویم سر - افکنده!
***
ایام عزاداری آن معصوم است
دیری‌است به این طریقه‌ی مذموم است

اینجاست که گفته‌اند «مظلوم حسین»
در مجلس ختم خویش هم مظلوم است...
***
هر مسئله‌ی درشت و ریزی حل‌است
برخیز بیا! به این تمیزی حل‌است(!)

یک سال اگر گناه کردی، کردی
یک قطره اگر اشک بریزی حل‌است!
***
هی کوک مضامین نو و بکر بکن
هر روز رمان تازه‌ای ذکر بکن

یک عمر برای خلق خواندی روضه
یک بار به آنچه خوانده‌ای فکر بکن!
***
بی واهمه‌ای به روی منبر رفتن
پشتِ سر هم منبر دیگر رفتن...

افسانه برای خلق گفتن تا کی؟
تا کی شود از دست خدا در رفتن؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 20:11  توسط مهدی استاداحمد  |